قطع به عدم تعبّديت پيدا كنيم ، شك در تعبّديت و توصّليت چيزى نيست كه همه جا تحقق پيدا كند . ممكن است انسان غافل از تعبّديت و توصّليت باشد و يا بهصورت جهل مركّب ، براى او قطع به عدم تعبّديت حاصل شود ، زيرا براى ما بيانى از طرف شارع نيامده ، شارع ، اشارهاى به مسألهء تعبّديت نداشته تا انسان احتمال ثبوت يا عدم ثبوت آن را بدهد . و در اين صورت ، هريك از احتمالات فوق ، امكان دارد . پس اينكه شما مسئله شك را بهصورت غالب و فرض بيشتر در مسئله قرار داديد ، محلّ اشكال است . ثانياً : خود اين فرض هم قابل مناقشه است . فرض كنيم شما همه جا يا قطع به عباديت داريد و يا شك در تعبّديت و توصّليت داريد . اگر قاطع باشيد بايد مأمور به را به قصد قربت انجام دهيد و اگر هم شك داشته باشيد ، از باب حكم عقل و قاعدهء اشتغال ، بايد قصد قربت مراعات شود . ما مىگوييم : اين حكم عقل ، از كدام نوعِ احكام عقليه است ؟ آيا اين حكم عقل ، مثل آن احكام فطريه عقليه است ، يعنى همان عقلى كه در مسألهء اثبات صانع ، بالفطره حاكم است كه در عالم ، صانع وجود دارد و امكان ندارد كه اين عالم ، بدون مبدأ هستى تحقق پيدا كند و اگر كسى صانع را انكار كند ، به فطرت خودش توجهى نكرده است ، آيا حكم عقل در اينجا هم از اين قبيل است ؟ يا اينكه خود اين حكم عقل هم محلّ اختلاف است . شما مىگوييد : « عقل من حكم مىكند » ، در مقابل شما هم كسانى مىگويند : « عقل ما حكم نمىكند » . همانطور كه در مسألهء اقلّ و اكثر ارتباطى از نظر برائت عقلى دو قول وجود دارد : يكى مىگويد : « در اقلّ و اكثر ارتباطى ، عقلْ حكم به برائت مىكند » ديگرى مىگويد : در اقلّ و اكثر ارتباطى ، عقلْ حكم به اشتغال مىكند » آيا چون عقل شما حكم به اشتغال مىكند - درحالىكه عقل ديگران چنين حكمى نمىكند - پس شارع بايد مسائل را روى عقل شما بيان كند ؟ آيا حرف شما غير از اين است ؟ يعنى چون عقل من در مسألهء شك در تعبديت و توصليت ، حكم به لزوم رعايت قصد قربت مىكند ، پس ضرورتى ندارد شارع مسألهء قصد قربت را مطرح كند . در مقابل
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 365
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٦٥