متعلّق نذر واقع شده است . اما قسم دوم : و آن صورتى است كه همهء اجزاء آن عبادت بوده ولى شرايطش لازم نيست عبادت باشد ، مثل نماز كه اجزاء آن عبادت است ولى بسيارى از شرايط آن - مثل طهارت ثوب و بدن و استقبال قبله و . . . - لازم نيست عبادت باشد . بله در بين شرايط آن فقط طهارات سهگانه - يعنى وضو ، غسل و تيمم - است كه جنبهء عباديت دارد . اما در همينها هم كه قصد قربت معتبر است ، تقيّد صلاة به اينها نيازى به قصد قربت ندارد كه توضيح آن را در ضمن قسم اوّل بيان كرديم . مقدّمهء دوم : بهطور كلّى - حتى در غير عبادات - اگر امرى به يك مركّبِ داراى اجزاء تعلّق گرفت ، آيا اجزاء هم متعلّق امر قرار گرفتهاند يا اينكه متعلّق امر ، عبارت از مجموع است و اجزاء ، خارج از دايرهء تعلّق امر و مأمور به مىباشند ؟ آيتاللَّه خويى « دام ظلّه » مىفرمايد : ما معتقديم كه امر متعلّق به مركّب ، به عدد اجزاء آن مركب ، انحلال پيدا مىكند .
اگر مركّب داراى دو جزء باشد ، انحلال به دو امر پيدا مىكند و اگر داراى پنج جزء باشد انحلال به پنج امر پيدا مىكند و . . . ولى ما از اين امرهاى انحلالى به امر ضمنى تعبير مىكنيم . بنابراين اگر نماز مركّب از ده جزء باشد ، ( أقيموا الصّلاة ) به ده امر ضمنى انحلال پيدا مىكند و هريك از اين ده امر ، به جزئى از اين اجزاء تعلّق پيدا مىكند . ولى بايد توجه داشت كه تعلّق هر امر به يك جزء ، بهصورت اطلاق نيست بلكه قيد همراه آن مىباشد . اگر ما ركوع را جزء نماز مىدانيم و مىگوييم : « يكى از اوامر انحلالى ( أقيموا الصّلاة ) به ركوع تعلّق مىگيرد » در صورتى كه شما يك ركوع به تنهايى انجام دهيد ، اين امر امتثال نشده است ، زيرا امر ضمنى متعلّق به ركوع ، مقيّد به اين است كه قبل از آن ، اجزاء ديگر آمده باشند و بعد از آنهم اجزاء ديگر بيايد . بهعبارت ديگر : امر متعلّق به هر جزء ، يك امر انحلالى ضمنى است ولى با قيد وقوع آن جزء در محلّ خودش و رعايت مسبوقيت و ملحوقيت آن جزء .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 355
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٥٥