اشكال سوم : مرحوم حائرى مسألهء داعويت امر نسبت به داعويت امر را داراى اشكال دانستند درحالىكه همان اشكال بر خود ايشان نيز وارد است . بيان مطلب : مرحوم حائرى مأمور به را - روى حساب جزئيت - عبارت از صلاة و نبودن دواعى غير الهى مىداند . معناى اين حرف اين است كه هم صلاة بايد به داعى امر للغيرش انجام شود و هم نبودن دواعى غير الهى بايد در رديف صلاة واقع شود و به داعى امر للغير باشد . شما مىگوييد : انجام دادن صلاة به داعى امر للغيرش مانعى ندارد زيرا امر ، در ظرف تحقق امتثال وجود دارد ، در اين صورت بايد نبودن دواعى غير الهى هم به داعى امر باشد ، درحالىكه اين مسئله ، اگر معقول هم باشد ، « 1 » هيچ ضرورتى ندارد . آنچه لازم است اين است كه انسان - با قطعنظر از اشكالى كه مطرح كرديم - نماز را به داعى امر متعلّق به نماز انجام دهد . بنابراين برفرض كه ما از حرف خودمان در ارتباط با داعى الأمر صرفنظر كنيم باز هم اشكال سوم به ايشان وارد است .
3 - كلام آيتاللَّه خويى « دام ظلّه » در پاسخ به كلام مرحوم آخوند
كلام ايشان مبتنى بر دو مقدّمه است كه جنبهء توضيحى دارد : مقدّمهء اوّل : واجبات عباديهاى كه قصد قربت در آنها معتبر است ، به سه قسم قابل تصوّر است : قسم اوّل : واجبى كه تمام اجزاء و شرايط و تقيّد واجب به شرايط ، عبادت بوده و قصد قربت - و به تعبير مرحوم آخوند ، داعى الأمر - در همهء آنها لازم باشد و اگر به غير اين صورت انجام شود ، آن واجب ، تحقق پيدا نخواهد كرد . قسم دوم : واجبى كه عباديت آن فقط در ارتباط با اجزاء باشد و شرايط آن لازم
هامش
( 1 ) - كه معقوليت آنهم مورد ترديد است .