تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
نقش دارد ، واقعيت مسئله است . آيا در باب نماز كسى اين احتمال را داده كه وجوب متعلّق به صلاة ، وجوب للغير باشد ؟ آيا نماز با اين اهميتى كه دارد و « إن قُبلت قُبل ما سواها و إن رُدَّت رُدّ ما سواها » « 1 » شبيه غسل جنابت قبل از طلوع فجر در ماه رمضان است ؟ اين در مقام تصوّر درست است ولى واقعيت مسئله در ارتباط با تعلّق امر به صلاة ، چنين نيست ، در اين صورت چگونه مىتواند اشكال را حل كند ؟ هيچ‌كدام از فقهاء نگفته است كه اگر ما در مسألهء قصد قربت ، قائل به داعى الأمر شويم ، سه جزء وجود دارد : يكى از آنها نبودن دواعى غير الهى و ديگرى وجود داعى الهى و . . . يعنى در اينجا يك قيد عدمى هم معتبر است و حتى نقش قيد عدمى بالاتر از قيد وجودى است ، زيرا آن قيد عدمى داخل در مأمور به است ولى قيد وجودى نمىتواند داخل در دايرهء مأمور به واقع شود . بنابراين اگر مسئله ، با قطع‌نظر از موقعيت صلاة نزد فقهاء و در كتاب و سنت مطرح باشد ، از اين راه‌ها مىتوان جواب داد ولى اگر با ملاحظهء اين‌ها بخواهيم مسئله را جواب دهيم ، اين جواب ، به تخيّل شبيه‌تر است تا به تطبيق بر واقعيت . اشكال دوم : اين اشكال بر اساس مبناى خود ما بر مرحوم حائرى وارد است . ما داعويت امر را به‌طور كلّى انكار كرديم ولى مرحوم حائرى در مقام تصحيح مسألهء داعويت امر است . ما گفتيم : داعويت امر ، واقعيت ندارد ، آنچه انسان را به‌سوى انجام مأمور به تحريك مىكند ، عبارت از امورى است كه بر حسب اعتقادات عبادت‌كننده و بر حسب مراتب عبوديت او ، در نفس او رسوخ دارد . حتّى در موالى عرفيه هم همين‌طور است . عبدى از مولاى خودش اطاعت مىكند چون مىبيند اگر اطاعت نكند تنبيه خواهد شد ، ديگرى اطاعت مىكند چون مىبيند در صورت اطاعت ، مولا رسيدگى بيشترى به او خواهد كرد . ديگرى اطاعت مىكند ، چون به مولا علاقه دارد و حقوقى از مولا به گردن خودش احساس مىكند . ولى در مورد خداوند ، مراتب بالاترى هم تصوّر مىشود .
هامش
( 1 ) - لئالي الأخبار ، ج 4 ، ص 8
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 351 | الشيخ فاضل اللنكراني