تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
واجب است و وجوب آن‌هم وجوب نفسى است نه وجوب غيرى . و همان‌طور كه مرحوم آخوند در بحث برائت و اشتغال كفاية الاصول اشاره مىكند ، تعلّمْ واجب نفسى تهيُّئى است و به تعبير مرحوم حائرى واجب نفسى للغير است . يعنى از طرفى جاهل را مأمورْ به تعلّم مىكنند و اگر تعلّم نكرد او را عقاب مىكنند ولى از طرف ديگر ، تعلّمْ اصالت ندارد ، خودش موضوعيت ندارد ، بلكه براى عمل به احكام است و براى اين است كه مأمور به در خارج تحقق پيدا كند . پس تعلّم ، هم عنوان نفسيّت در وجوبش هست و هم وجوبش للغير است . مثال دوم : اگر كسى در ماه رمضان جنب شود ، واجب است غسل جنابت را قبل از طلوع فجر انجام دهد . اين وجوب از طرفى واجب غيرى و مقدّمى نيست ، زيرا اگر بخواهد واجب غيرى و مقدّمى باشد لازم مىآيد كه مقدّمه قبل از ذى المقدّمه وجوب پيدا كند ، هنوز طلوع فجر نيامده تا روزه - كه به‌عنوان ذى المقدّمه است - واجب شود ، بنابراين نمىشود مقدّمهء آن وجوب داشته باشد . و از طرفى اين وجوب ، تكليف مستقلّى نيست بلكه در ارتباط با روزهء ماه رمضان است به‌طورى كه اگر كسى غسل نكند روزه‌اش باطل مىشود . بنابراين بايد بگوييم : غسل جنابت قبل از طلوع فجر در ماه رمضان ، وجوبش للغير است نه غيرى و نه نفسى مستقل . مرحوم حائرى پس از بيان مقدّمهء فوق مىفرمايد : « 1 » در مثل نماز - از واجبات عبادى - مشهور اين است كه ما دو چيز داريم : يكى ذات صلاة و ديگرى قصد قربت ، كه الآن مورد بحث ماست و در كلام مرحوم آخوند به « داعى الأمر » معنا شده بود و ما گفتيم : « استحاله ، روى همين مبناست » . اگر داعى الأمر به‌صورت جزئيت مطرح باشد ، معنايش اين است كه مأمور به داراى دو جزء است : يكى صلاة و ديگرى داعى الأمر . و اگر داعى الأمر به‌صورت شرطيت مطرح باشد ، معنايش اين است كه مأمور به ، صلاة مقيّد به داعى الأمر است .
هامش
( 1 ) - اين جواب مرحوم حائرى با قطع‌نظر از جواب اوّل است .