تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
نرسيده است درحالىكه اين مطلب ، باطناً غير معقول است . آنچه داعى بر اتيان مأمور به است يا ترس از جهنم و يا طمع در بهشت و . . . است .

جواب دوم مرحوم حائرى از كلام مرحوم آخوند

مقدّمه : معروف اين است كه واجب بر دو قسم است : واجب نفسى و واجب غيرى . واجب نفسى : عبارت از واجبى است كه تعلّق وجوب به آن ، به‌عنوان مقدّميت نباشد بلكه به‌عنوان خودش باشد . واجب غيرى : واجبى است كه تعلّق وجوب به آن ، به‌عنوان مقدّميت باشد ، مثلًا كسانى كه در بحث مقدّمهء واجب ، قائل به وجوب مقدّمه هستند ، وجوب مقدّمه را وجوب غيرى و ترشحى مىدانند ، يعنى وجوبى كه از ذى المقدّمه آمده و از وجوب ذى المقدّمه ترشح پيدا كرده است . مرحوم حائرى مىفرمايد : واجب نفسى بر دو قسم است : واجب نفسى للنفس و واجب نفسى للغير . و اين قسم دوم ، غير از واجب غيرى است . واجب نفسى للنفس : واجبى است كه خودش موضوعيت دارد و بر ترك آن استحقاق عقوبت مترتب است ، مثل نماز . واجب نفسى للغير : واجبى است كه بر ترك آن استحقاق عقوبت مترتب است ولى خودش موضوعيت ندارد ، مثل اينكه طريقيت براى چيز ديگرى داشته باشد . براى روشن شدن مطلب ، ابتدا مثالى از خودمان و سپس مثال مرحوم حائرى را بيان مىكنيم : مثال اوّل : در روايات ملاحظه مىكنيد كه روز قيامت به جاهل مقصّر گفته مىشود : « چرا تكاليف مولا را عمل نكردى ؟ » جواب مىدهد : « جاهل بودم » به او مىگويند : « چرا نرفتى ياد بگيرى » ؟ « 1 » . لذا بعضى از فقهاء معتقدند كه تعلّم مسائل
هامش
( 1 ) - بحارالأنوار ، ج 1 ، ص 178 .