آن نياز به هدايت شارع دارد و با عقول ما قابل درك نيست . ايشان فرمود : قصد تعظيم ، در تحقق عبادت كفايت مىكند و تعظيم از عناوين قصدى است و اگر صلاة به قصد تعظيم پرودگار باشد ، عباديت تحقق پيدا كرده است . بنابراين مرحوم حائرى مبناى اوّل مرحوم آخوند را قبول ندارد و كلام ايشان نمىتواند بهعنوان پاسخ كلام مرحوم آخوند باشد . اشكال : ممكن است كسى بگويد : « اشكالى كه مرحوم بروجردى و حضرت امام خمينى رحمه الله نسبت به كلام مرحوم آخوند مطرح كردند نيز از همين سنخ است زيرا اين دو بزرگوار نيز مبناى دوم مرحوم آخوند را نپذيرفتند و بر كلام مرحوم آخوند اشكال كردند .
مرحوم آخوند روى داعويت امر تكيه داشت ولى اين دو بزرگوار داعويت امر را انكار كرده و عقيده داشتند : آنچه داعويت دارد ، خوف از عقاب و طمع در ثواب و شكر منعم و وجدان المعبود أهلًا للعبادة است و امر ، هيچگونه داعويتى ندارد . پس چرا شما كلام مرحوم حائرى را نپذيرفتيد ولى بيان اين دو بزرگوار را پذيرفتيد ؟ » . پاسخ : مرحوم آخوند ، روى داعويت امر تكيه مىكند و معانى ديگر را قبول ندارد و ما بهطور كلّى داعويت را انكار مىكنيم . بهعبارت ديگر : اگرچه كلام مرحوم حائرى ، براساس مبنايى غير از مبناى مرحوم آخوند است ولى اينگونه نيست كه يكى از اين دو مبنا ، مبناى ديگر را مستحيل بداند ، مرحوم آخوند ، ملاك در عباديت را قصد تقرّب مىداند ولى مرحوم حائرى نمىگويد : « چنين چيزى ممكن نيست » ، بلكه استظهار مىكند كه ملاك در عباديت ، همان عنوان تعظيم و خضوع و خشوعى است كه در ذات عبادت وجود دارد . اما مرحوم بروجردى و مرحوم امام خمينى مدّعى هستند كه داعويت امر ، چيز غير معقولى است ، زيرا اگر امر بخواهد داعويت داشته باشد ، تخلّف مأمور به از امر امكان ندارد ، داعويت امر مثل علت براى تحقق مأمور به خواهد بود و همانطور كه تخلّف معلول از علت امكان ندارد ، تخلّف مأمور به از امر هم نبايد امكان داشته باشد .
لذا نمىتوان گفت : « نزاع اين دو بزرگوار با مرحوم آخوند ، مجرّد اختلاف مبناست » بلكه به اين برمىگردد كه مرحوم آخوند مطلبى را ذكر كرده ولى گويا به عمق و باطن آن
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 346
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٤٦