عباديت را - كه متقوم به تعظيم است - در ارتباط با بعضى از اشياء ، درك مىكند و نيازى به هدايت و راهنمايى شارع مقدّس ندارد . مثلًا در مورد سجود در پيشگاه خداوند ، عقل ما اين را مىفهمد كه سجود ، بالاترين مرتبهء خضوع و خشوع نزد خداوند است . و به تعبير ايشان : عباديت سجود ، امرى ذاتى است و امرى است كه براى ما قابل درك است و ترديدى در آن نداريم . اما بعضى از امور وجود دارند كه عقول ما نمىتواند جنبهء عباديت آن را درك كند ، زيرا عقول ما احاطه به همهء مسائل ندارد ، لذا به اين موارد نمىتوانيم - با قطعنظر از هدايت شارع - عنوان عباديت بدهيم . مثلًا نسبت به نماز ، اگرچه بعضى از اجزاء آن ، مانند سجود ، عباديت ذاتى دارد و برفرض كه ركوع را هم از اين باب بدانيم ولى نماز ، منحصر در ركوع و سجود نيست . نماز ، عبارت از يك مجموعهء مركّب از اجزاء است و ما با عقول خود نمىتوانيم عباديت اين مجموعه را درك كنيم ، اين نياز به هدايت و راهنمايى دارد . يا مثلًا در باب صوم كه عبارت از مجموعهء امساكها يا تركهاست ، عقل ما نمىتواند عباديت اين مجموعه را درك كند ، مخصوصاً كه مفطر بودن بعضى از مفطرات آن - مثل سر زير آب فروبردن - با عقل ما تطبيق نمىكند . و در اين قبيل موارد ، ما نياز به هدايت شارع داريم . شارع بايد عباديت اين مجموعهها را براى ما بيان كند . مرحوم حائرى مىفرمايد : از راه امرى كه از ناحيهء شارع ، متعلّق به صلاة شده است ، بهضميمهء اينكه صلاة ، داراى حقيقت تعظيم در پيشگاه خداوند و خضوع و خشوع در برابر خداوند است ، كشف مىكنيم كه مجموعهء صلاة ، مانند سجود است ، با اين تفاوت كه سجده ، خضوع و خشوع و تعظيمش يك معناى ذاتى روشن است اما عباديت و تعظيم بودن و خضوع و خشوع اين مجموعهء مركّب - يعنى صلاة - بهوسيلهء امر شارع تحقق پيدا كرده است . در نتيجه آنچه محور اصلى كلام مرحوم حائرى است اين است كه ما نمازى مىخواهيم كه عبادت واقع شود ، عبادت هم مصداق تعظيم است تعظيم هم عنوان قصدى است . بنابراين اگر شما با نمازتان همان صلاة تعظيم در پيشگاه خداوند را قصد كرديد ، عباديت با آن تحقق پيدا مىكند و ديگر لازم نيست شما
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 341
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٤١