باشند . زيرا ما سؤال مىكنيم آيا خود اين جامع جنسى كه شما آن را بهعنوان قدر جامع مطرح مىكنيد ، معنايى حدثى و اشتقاقى است يا معنايى غير حدثى و غير اشتقاقى ؟ اگر خود جامع جنسى معنايى حدثى و اشتقاقى باشد ، پس چطور معانى غير حدثيه بهعنوان نوع براى اين جنس هستند ؟ و اگر اين جامع جنسى معنايى غير حدثى و غير اشتقاقى باشد ، چگونه مىشود معانى حدثيه بهعنوان نوع براى اين جنس باشند ؟ و ما نمىتوانيم جامع جنسى را بهگونهاى فرض كنيم كه نه حدثى باشد و نه غير حدثى . جامع جنسى بايد انواعش در اين جنس شركت داشته باشند . بله شما اگر عرض عام را مطرح كنيد ، مىتوانيد انواع متضاد را تحت آن قرار دهيد . مفهوم شىء بهعنوان عرض عام است و هم بر واجبالوجود هم بر ممكن الوجود و هم بر ممتنع الوجود صدق مىكند . ولى شما در اينجا مىخواهيد جامع ذاتى و جنسى درست كنيد و در جامع جنسى نمىتوان دو نوعِ متضاد داشت كه يك نوع آن عبارت از معناى حدثى و اشتقاقى و نوعِ ديگر آن عبارت از معناى غير حدثى و غير اشتقاقى باشد ، زيرا اگر خودش اشتقاقى است ، غير اشتقاقى نمىتواند نوع آن باشد و اگر خودش غير اشتقاقى است ، اشتقاقى نمىتواند نوع آن باشد . اشكال دوم : آيا در مشترك معنوى مىتوان تصور كرد كه لفظى براى قدر جامعى وضع شده باشد و داراى جمعهاى مختلفى باشد و هر جمعى بر معناى خاصى دلالت كند ؟ در مورد مشترك لفظى ، تصوير اين معنا آسان است ، زيرا هريك از معانى داراى وضع مستقلّى است و مانعى ندارد كه « عين » بهمعناى چشم با « أعين » و « عين » بهمعناى چشمه با « عيون » و « عين » بهمعناى شخصيت با « أعيان » جمع بسته شود . اينها هم در وضع و هم در موضوع له داراى استقلالند و ارتباطى بين آنها وجود ندارد . ولى تصوير اين مطلب در مشترك معنوى ممكن نيست زيرا اگر شما بخواهيد لفظ مشترك معنوى را در همان معناى مشترك استعمال كنيد - كه تنها در اين صورت جنبهء حقيقت دارد - چگونه مىشود جمعهاى مختلفى داشته باشد و هر جمعى داراى معناى
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 31
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣١