به اين جهت است كه مسئله ، يك مسألهء تعبدى نيست كه بخواهيم در ارتباط با مفاد دليل شرعى بحث كنيم بلكه حكم عقل در كار است . عقل مىگويد : « اگر مولايى به عبدش امر كند كه روز جمعه به تهران برو ، عبد بايد در روز جمعه قادر به مسافرت باشد و در زمان تكليف - و حتى بعد از آن تا قبل از جمعه - قدرت بر تكليفْ ضرورتى ندارد . در نتيجه قدرت بر تكليف كه يك شرط عقلى است مربوط به زمان انجام تكليف است و قدرت در زمان تكليف هيچ نقشى ندارد . چهبسا مكلّف در زمان تكليف و بعد از آن - تا قبل از زمان انجام تكليف - قدرت دارد ولى هنگام انجام تكليف ، قادر به اتيان آن نيست ، اين قدرت ( قدرت در زمان تكليف تا قبل از انجام تكليف ) هيچ نقشى در تكليف ندارد . مطلب دوم : اين مطلب هم يك مطلب عقلى است و ربطى به تعبد ندارد . و آن اين است كه آيا قدرت بر متعلّق در ظرف انجام آن ، بايد قدرتى باشد كه با قطعنظر از امر تحقق داشته باشد يا اگر جايى فرض كرديم كه خود امر ، در تحقق قدرت تأثير دارد ، اين قدرت هم كفايت مىكند ؟ ابتدا يك مثال عرفى مطرح مىكنيم : فرض كنيم كسى خدمتكار يك مرجع تقليد است و مىخواهد به مسافرت برود و وسيلهاى ندارد و كسى هم وسيله در اختيار او نمىگذارد ولى اگر از ناحيهء مرجع تقليد ، دستورى در ارتباط با اين سفر صادر شود ، افراد متدين حاضرند وسيله در اختيارش قرار دهند ، آيا اينجا مىگوييد : « چون اين شخص ، با قطعنظر از امر ، قدرت ندارد پس اين امر درست نيست » ؟ خير ، بلكه مىگوييد ، « مسألهء اعتبار قدرت ، يك شرط عقلى است و عقل مىگويد : در جايى كه امر هست قدرت هم بايد باشد و از هركجا آمده باشد فرقى نمىكند ، چه از ناحيهء خود امر بيايد چه با قطعنظر از امر وجود داشته باشد » . حال در ما نحن فيه مىگوييم : يك طرف توقف را ما قبول داريم و آن اين است كه تحقق قصد الأمر از ناحيهء عبد ، توقف بر امر دارد و نمىتواند بدون امر تحقق پيدا كند . اما طرف ديگر آنكه مربوط به حكم عقل است را قبول نداريم . شما مىگوييد : « امر ، توقف بر قدرت بر
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 308
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٠٨