دارد و آن صورت ذهنيّهاى است كه در ارتباط با سفر بعد از يك ماه تحقق دارد ولى خارجيت مراد ، يك ماه بعد تحقق پيدا مىكند و صورت ذهنيهاش ، هنگام تحقق اراده بايد وجود داشته باشد و الّا لازم مىآيد اراده ، فاقد متعلّق باشد . حال مىگوييم : شما كه مىگوييد : « حكم ، نسبت به متعلّق ، مثل بياض نسبت به جسم است » اگر بنا باشد حكم ، بهمعناى اراده باشد - كه احتمال اوّل همين بود - در اين صورت ، لازم نيست كه مراد شما الآن واقعيت خارجى داشته باشد ، متعلّق ارادهء شما ، صورت ذهنيّهء صلاة است . و به عبارت ديگر : وقتى مولا مىخواهد به صلاة ، امر كند ، و شما هم حكم را بهمعناى اراده دانستيد ، مىگوييم : اين اراده هم نياز به مراد دارد ولى مرادش صلاة خارجى با قصد امر خارجى نيست . اين مراد بالعرض است . مراد بالذات ، صورت ذهنيّهء صلاة و صورت ذهنيّهء قصد الأمر است . آيا براى مولا ممتنع است كه همانطور كه در مقام اراده ، صلاة را متعلّق اراده قرار مىدهد ، صورت ذهنيّهء قصد الأمر را هم متعلّق اراده قرار بدهد ؟ اين چه مانعى دارد ؟ صورت ذهنيّهء قصد الأمر كه توقف بر امر ندارد .
صورت ذهنيّهء قصد الأمر ، عبارت از همان تصويرى است كه مولا دارد . همانطور كه مولا ، صلاة را - قبل از وجود خارجىاش - تصوير مىكند و آن را متعلّق اراده قرار مىدهد ، تقيّد اين صلاة بهصورت ذهنيّهء قصد الأمر را هم متعلّق اراده قرار مىدهد و اين اشكالى ندارد . اين كجا توقف بر آمدن امر دارد ؟ در حالى كه بايد مسئله برعكس باشد يعنى اوّل بايد قصد الأمر تحقق پيدا كند تا امر بتواند محقق شود . بنابراين آنچه موجب توهّم اين مستدلّ شده ، اين است كه خيال كرده اراده ، مستقيماً به مراد خارجى تعلّق مىگيرد ، در حالى كه نه تنها در اينجا صورت ذهنيّه مطرح است بلكه مراد بالذات ، همان صورت ذهنيّه است و مراد بالعرض عبارت از آن واقعيتى است كه بعداً تحقق پيدا مىكند . اين در صورتى است كه حكم بهمعناى اراده باشد و بعيد نيست كه مقصود آنان از حكم ، همان اراده باشد .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 303
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٠٣