حاكم بر مسلمانان هستند ، صادر مىشود ، مثل اوامر حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله و امير المؤمنين عليه السلام در رابطه با جهاد ، و يا مثل قاعدهء « لا ضرر » كه در داستان سمرة بن جندب وارد شده است ، بنا بر مسلك امام خمينى رحمه الله كه جملهء « لا ضرر و لا ضرار في الإسلام » را حكم حكومتى رسول خدا صلى الله عليه و آله مىداند و معتقد است : اين حكم در رابطه با مقام ولايت رسول خدا صلى الله عليه و آله است نه در رابطه با مقام نبوت و رسالت آن حضرت « 1 » . داستان از اين قرار است كه سمرة بن جندب درخت خرمايى داشت كه در بوستان شخصى انصارى واقع شده بود و منزل انصارى مجاور درب ورودى بوستان بود .
بهطورى كه هرگاه سمره مىخواست به درخت خرماى خود سركشى كند از خانهء انصارى عبور مىكرد ولى هيچگاه از شخص انصارى اجازه نمىگرفت . انصارى از سمره خواست كه براى ورود خود ، اجازه بگيرد ولى سمره ، درخواست او را نپذيرفت . انصارى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و از سمره شكايت كرد . حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله شخصى را به دنبال سمره فرستاد و جريان شكايت انصارى را به او خبر داده و فرمود : « هرگاه خواستى داخل بوستان شوى اجازه بگير » ، ولى سمره قبول نكرد . حضرت به او فرمود : « پس درخت خود را به فروش » . سمره ، حاضر نشد درخت را به هيچ قيمتى بفروشد و حتى حاضر نشد آن درخت را با درختى در بهشت معاوضه كند . در اينجا حضرت به انصارى فرمود : « اذهب فاقلعها وارم بها إليه فإنّه لا ضرر و لا ضرار » . « 2 » بر اساس اين مبنا جملهء « اذهب فاقلعها وارم بها إليه » امر مولوى رسول خدا صلى الله عليه و آله مىباشد زيرا از مقام ولايت آن حضرت صادر شده است . قسم دوم : اوامرى است كه از ائمه عليهم السلام در ارتباط با بيان احكام صادر شده است ، خواه بهصورت هيئت افْعَلْ بوده يا بهصورت جملهء خبريّه باشد . ما بايد اين دسته از اوامر را مورد بررسى و تحليل قرار دهيم :
هامش
( 1 ) - و ما نيز در دورهء قبل ، همين مبنا را اختيار كرديم .
( 2 ) - وسائل الشيعة ، ج 17 ، ص 341 ، ( باب 12 من كتاب إحياء الموات ، ح 3 ) .