مولوى است . مگر مىشود گفت : « امرى كه از خود انسان صادر مىشود امر مولوى و امرى كه از وكيل انسان - در محدودهء وكالتش - صادر مىشود ، امر ارشادى است » ؟
خير ، هر دو مولوى است ولى امرى كه خود مولا صادر كند امر مولوى اصلى و امرى كه وكيل او صادر كند امر مولوى تبعى است ، يعنى گويا درحقيقت ، به امر خود موكّل برگشت مىكند . شاهد اين مطلب ، چيزى است كه خود مرحوم بروجردى در مقدّمهاى كه بر كتاب « جامع أحاديث الشيعة » نگاشته و مقدّمهء بسيار ارزندهاى است ، مطرح نموده است . ايشان فرموده است : اهل تسنّن ، بر اساس مبنايى كه دارند ، بايد احاديث شيعه را بپذيرند ، زيرا اگرچه در بسيارى از احاديث ، وقتى به ائمه عليهم السلام مراجعه مىشده و حكمى از آن بزرگواران پرسيده مىشده ، آنان بلافاصله ، حكم را بيان مىكردند ولى رواياتى از ائمه عليهم السلام وارد شده كه آنچه مىفرمودند ، در واقع از جانب خداوند بوده است . مثلًا در رواياتى از امام صادق عليه السلام وارد شده كه مىفرمايد : « آنچه من مىگويم ، از پدرم و او از پدرش . . . از امير المؤمنين عليه السلام از پيامبر صلى الله عليه و آله ، از جبرئيل ، از لوح محفوظ است » يعنى در واقع آنچه ما مىگوييم ، روايت از جانب خداوند است و اگرچه در بعضى از موارد ، سند آن را ذكر نمىكنيم ولى همهء آنچه مىگوييم ، يك چنين سندى دارد . بنابراين در جايى كه امام صادق عليه السلام مىفرمايد « اغتسل للجنابة » ، درحقيقت : مىفرمايد : « قال اللَّه تعالى :
اغتسل للجنابة » . مرحوم بروجردى با توجه به اين مقدّمه مىخواهد بفرمايد : با صرفنظر از مسألهء امامت ائمه عليهم السلام ، چه فرقى بين روايت ابو هريره از پيامبر صلى الله عليه و آله و روايت ائمه عليهم السلام از پيامبر صلى الله عليه و آله وجود دارد ؟ چرا شما ( اهل تسنّن ) رواياتى كه ابو هريره از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده قبول مىكنيد ولى رواياتى كه ائمه عليهم السلام نقل كردهاند نمىپذيريد ؟ « 1 » اين بيان ايشان بيان ارزندهاى است و حجيت روايات شيعه را - براساس مبناى
هامش
( 1 ) - جامع أحاديث الشيعة ، ج 1 ، ص 131