« اجتهاد من به اينجا رسيده كه خداوند فرموده است : « اغتسل للجنابة » و به ذهن هيچكس نمىآيد كه مجتهد ، امر به اغتسال براى جنابت كرده است . پس اينكه شما امر را مربوط به خود مجتهد مىگيريد و مىگوييد : « چون اين امر نمىتواند مولوى باشد ، پس ارشادى است » ، درست نيست . امر ، هيچ ارتباطى به مجتهد ندارد ، بلكه مجتهد ، نتيجهء اجتهاد خود را بيان مىكند و آمر در « اغتسل للجنابة » خداوند است . در ارتباط با ائمه عليهم السلام نيز به همين كيفيت است ولى ملاك آن فرق مىكند .
مجتهد ، از راه اجتهاد و تلاش و كوشش و مطالعهء فراوان ، ظنّ اجتهادى به يك مسئله پيدا كرده است . ولى وقتى ائمه عليهم السلام يا رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايند : « اغتسل للجنابة » معنايش اين است كه « من مىدانم خداوند متعال فرموده است : اغتسل للجنابة » . اين بزرگواران ، در حقيقت ، قول خداوند متعال را نقل مىكنند . علت اين مسئله ، به همان ملاكى كه موجب رجوع ما به ائمه عليهم السلام است ، برگشت مىكند . رجوع ما به ائمه عليهم السلام ، به جهت احاطهء علمى آنان نسبت به تمام قوانين و احكام خداوند متعال است . پس درحقيقت ، اين اوامرى كه در كلام رسول خدا صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام است ربطى به آنان ندارد . نكتهاى كه هم فرق ميان اين نوع امر و امر مولوى را روشن مىكند و هم ماهيت اين امر را بيان مىكند ، اين است كه اگر به على عليه السلام عرض كنند : « چرا به ما دستور جهاد دادى ؟ » مىفرمايد : « زيرا مصلحت اسلام و مسلمانان را در رابطه با جهاد ديدم » ولى اگر سؤال كنند : « چرا ما را به نماز و زكات امر كردى ؟ » مىفرمايد : « ما شما را به نماز و زكات امر نكرديم بلكه اين خداوند است كه شما را به نماز و زكات امر مىكند و ما بهعنوان اطلاع از حكم خداوند ، اين حكم را در اختيار شما قرار داديم » . لذا اينگونه اوامر را نمىتوان اوامر ارشادى دانست بلكه اينها اوامر مولوى است ولى اوامر مولوى تبعى كه از نمايندگان خداوند و عارفين به احكام خداوند ، صادر شده است . و اينها در حقيقت ، اوامر خداوند مىباشند ، مثل اينكه كسى با عبد خود كار دارد ، وكيل خود را به دنبال او بفرستد ، او وقتى به عبد مىگويد : « بيا » ، اين امر ، امر ارشادى نيست .
همانطور كه اگر اين امر از خود مولا صادر مىشد امر مولوى بود ، اين امر هم امر
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 277
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٧٧