سؤال كند ، شبيه آنچه كه در روايت عبد الأعلى در رابطه با مسح بر مِراره مطرح شده است . راوى به امام صادق عليه السلام عرض مىكند : من در راه لغزيدم و ناخنم كنده شد پس روى آن دوا و امثال آن گذاشتم ، وظيفهء من براى وضو چيست ؟ امام عليه السلام در پاسخ مىفرمايد : يُعْرَفُ هذا و أشباهه من كتاب اللَّه عزّ و جلّ ( ما جَعَل علَيكم في الدّينِ مِن حَرجٍ ) ، « 1 » امسح عليه » . « 2 » يعنى اگر اين آيه را مورد توجّه و التفات قرار مىدادى مىتوانستى حكم مورد سؤال را از آن استفاده كنى . آيهء ( ما جَعَل عَليكم في الدّين مِن حَرجٍ ) اقتضاء مىكند كه در اينجا مسح بر بشره لازم نباشد ، بلكه بر همان مِراره مسح كن ، زيرا در اينجا مسح بر بشره ، عنوانى حرجى است و آيه مىفرمايد : ( ما جَعَل عَليكم في الدّين مِن حَرجٍ ) . در ما نحن فيه هم شبيه همان معنا پياده مىشود . در صحيحهء ثانيهء زراره ، اولين سؤالى كه زراره از امام عليه السلام مىپرسد اين است كه مىگويد : « أصاب ثوبي دم رعاف أو غيره أو شيء من مني فعلمت أثره إلى أن أُصيب له الماء ، فأصبت و حضرت الصلاة و نسيت أنّ بثوبي شيئاً و صلّيت ثمّ إنّي ذكرت بعد ذلك » ، امام عليه السلام در جواب مىفرمايد : « تعيد الصلاة تغسله » « 3 » گويا امام عليه السلام مىخواهد به زراره بفرمايد : « دو مطلب نزد تو مسلّم است : 1 - نجاست دم و نجاست منى 2 - شرطيت طهارت ثوب براى نماز - اگر اين دو معنا مسلّم نبود ، وجهى براى سؤال زراره نبود - و اگر در اين دو مطلب ، دقّت مىكردى درمىيافتى كه نمازت باطل است . در اينجا مسألهء جهل مطرح نيست بلكه نسيان مطرح است و نسيان ، حكم را تغيير نمىدهد . پس با توجه به اين دو مطلب ، گويا حكم مسئله روشن است » . ولى در مواردى كه سؤالكننده بهطور كلّى جاهل به مسئله است ، از هيئت افْعَلْ
هامش
( 1 ) - الحج : 78
( 2 ) - وسائل الشيعة ، ج 1 ، ص 327 ( باب 39 من أبواب الوضوء ، ح 5 ) .
( 3 ) - وسائل الشيعة ، ج 2 ، ص 1063 ( باب 42 من أبواب النجاسات ، ح 2 ) .