امام عليه السلام مىفرمايد : « تعيد الصّلاة » ، ، ما در اينجا به اطلاق و مقدّمات حكمت - كه مرحوم آخوند فرمود - كارى نداريم ، بلكه ظهور عرفى را - كه در فهم روايات ، متّبَع است - ملاك قرار مىدهيم آيا در « تعيد الصّلاة » كه در مقام جواب از سؤال وجوب و عدم وجوب اعاده بيان شده است ، احتمال استحباب جريان دارد ؟ آيا مىتوان گفت :
« تعيد الصّلاة » مطلق بعث و تحريك را مىگويد تا مجبور شويم از راه اطلاق و مقدمات حكمت وارد شويم ؟ خير ، ما كارى به اطلاق و مقدمات حكمت نداريم . عرف از جملهء « تعيد الصّلاة » ، وجوب اعادهء نماز را مىفهمد . سؤال : شايد مسبوقيت به سؤال ، نقشى در اين ظهور داشته باشد . جواب : چرا اين احتمال را در مورد هيئت افْعَلْ مطرح نمىكنيد ؟ اگر امام عليه السلام بهجاى « تعيد الصّلاة » مىفرمود : « أعِدْ الصّلاة » آيا در اينجا احتمال مىداديد كه ظهور « أعِدْ » در وجوب ، به خاطر مسبوقيت آن به سؤال است ؟ پيداست كه اين ظهور در ارتباط با خود هيئت امر است . بنابراين در مورد « تعيد الصّلاة » هم همينطور است ، يعنى دلالت « تعيد » بر وجوب ، مربوط به خود « تعيد » است نه اين كه به ضميمهء مسبوقيت به سؤال زراره باشد . مسبوقيت به سؤال ، ما را راهنمايى مىكند كه اين « تعيد » خودش دلالت بر وجوب دارد . اين روايت بهترين دليل بر اين است كه جملات خبريهاى كه در مقام انشاء استعمال شدهاند ، ظهور در وجوب دارند . اگرچه وجوب ، معناى حقيقى آنها نيست و تبادر هم در اينجا جريان ندارد . ولى ما در اينجا ، كارى به معناى حقيقى نداريم بلكه روى ظهور تكيه داريم و همينكه ظهور ثابت شود براى ما كافى است .
چرا بهجاى تعبير به هيئت افْعَلْ ، جملهء خبريه به كار رفته است ؟
كلام مرحوم آخوند
مرحوم آخوند مىفرمايد : نكتهء اين تعبيرات اين است كه امام عليه السلام مىخواهد بفرمايد : مسألهء وجوب اعادهء نماز ، آنقدر با اهميت است كه گويا تحقّق آن را در خارج