تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
اگر دست ما از تبادر كوتاه شد ، از چه راهى مىتوانيم ظهور اين‌گونه جملات خبريه را در وجوب ، ثابت كنيم ؟ راهى كه هم مستند باشد و هم انسان را قانع كند ، راهى است كه در ضمن بيان مرحوم آخوند - پيرامون اطلاق و مقدمات حكمت - به آن اشاره كرديم . و آن راه اين است كه ما حتّى از مسألهء اطلاق و مقدمات حكمت هم صرف نظر كنيم بلكه خود روايت زراره را در نظر بگيريم ، ببينيم از روايت ، چه چيزى استفاده مىشود ؟ بيان مطلب : سؤال‌كننده در روايت مذكور ، خود زراره است . زراره ، علاوه بر اينكه راوى است ، فقيه هم مىباشد . حال ببينيم وقتى چنين كسى از امام عليه السلام سؤال مىكند ، محور تكيهء سؤال او چيست تا از راه سؤال ، جواب را استفاده كنيم ؟ در صحيحهء ثانيهء زراره ، سؤالات زيادى مطرح شده است كه رسيدن به آن مسائل هم نياز به دقّت دارد . يكى از سؤالات اين است كه مىگويد : « من يقين به نجس شدن لباس خودم پيدا كردم و محلّ آن را علامت‌گذارى كردم تا براى نماز تطهير كنم ولى موقع نماز فراموش كردم و با آن نماز خواندم » . زراره در اينجا چه چيزى سؤال مىكند ؟ آيا كسى احتمال مىدهد كه زراره سؤال از استحباب اعادهء نماز كرده است ؟ خير ، عرف از اين سؤال استفاده مىكند كه زراره در ارتباط با وجوب اعادهء نماز و عدم وجوب آن سؤال مىكند . آنچه در ذهن زراره آمده اين است كه اگر انسان علم به نجاست لباس داشت و آن را فراموش كرد و با آن لباس نماز خواند ، آيا اعاده دارد يا نه ؟ آن‌وقت