مستدلّ مىگويد : از نظر عقلاء ، هيئت افْعَلْ ، كاشف از اين است كه ارادهاى كه قبل از هيئت افْعَلْ وجود داشته و منشأ صدور آن گرديده است ، ارادهاى قوىّ و حتمى است .
يعنى ارادهاى است كه مولا بههيچوجه راضى به مخالفت با آن نيست . بررسى راه چهارم اين راه داراى دو اشكال است : اوّلًا : ادعايى بدون دليل است . ثانياً : كشف عقلايى و اماريت عرفيه ، نمىتواند بدون منشأ باشد بلكه يا بايد منشأ وضعى داشته باشد ، يعنى واضع ، هيئت افْعَلْ را براى خصوص بعث و تحريكى وضع كرده باشد كه - به قول شما - ناشى از ارادهء حتميّه است و يا مسألهء انصراف در كار باشد .
و اگر مسألهء وضع و انصراف در كار نباشد - كه در اين راه ، قاعدتاً بايد آن دورا كنار بگذاريم ، زيرا اگر مسألهء تبادر يا انصراف وجود داشت ديگر جايى براى مطرح كردن اماريّت عقلايى نبود - منشأ اين كشف عقلايى چيست ؟ اگر ما تبادر و انصراف را انكار كرديم بايد بگوييم : بعث و تحريك مفاد هيئت افْعَلْ ، هم با منشئى به نام ارادهء حتميّه سازش دارد و هم با منشئى به نام ارادهء غير حتميّه . وقتى با هر دو سازگار بود ، كشف عقلايى چه منشئى مىتواند داشته باشد ؟ بله ، ما در اينجا يك كاشفيت عقليّهاى مطرح كرديم ولى آن كاشفيت عقليّه ، مربوط به اصل اراده بود ، نه ارادهء قويّه . توضيح : ما گفتيم : هر فعل اختيارى كه از متكلّم صادر مىشود ، دلالت مىكند - به دلالت عقليّه - كه اين فعل ، مسبوق به اراده است . و همانطوركه گفتيم : فعل اختيارى به معناى عمل اختيارى است و شامل قول هم مىشود ، زيرا سخن گفتن نيز عمل اختيارى است . كسى كه سخنرانى مىكند ، چون عمل اختيارى انجام مىدهد ، اين عمل او دلالت مىكند - به دلالت عقلى - بر اين كه هر لفظى كه از او صادر مىشود ، مسبوق به اراده است . ولى دلالت عقليّه ، در ارتباط با مطلق اراده است ، درحالىكه آنچه در
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 252
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٥٢