تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥

كلام مرحوم بروجردى

مرحوم بروجردى پا را از اين هم فراتر گذاشته و فرموده است : اگر مولا به عبدش گفت : « ادخل السوق و اشتر اللحم » ، ديگر حق ندارد دنبال اين امر خود بگويد : « اگر اشتراء لحم نكردى مانعى ندارد » ، زيرا چنين كارى موجب تناقض صدر و ذيل كلام مولا مىشود . از يك طرف مولا بعث به اشتراء لحم نموده و از طرف ديگر ، ترخيص در مخالفت آن داده است و اين دو ، قابل جمع نيستند . اصلًا وجوب و لزوم ، در ماهيت بعث مطرح است و بعث ، به معناى بعث وجوبى است . در اين صورت ، چگونه مولا با وجود بعث ، مىخواهد اذن در مخالفت هم صادر نمايد ؟ مرحوم بروجردى سپس مىگويد : صاحب قوانين رحمه الله نيز در اينجا مطلبى فرموده كه گويا ناظر به همين چيزى است كه ما گفتيم . صاحب قوانين رحمه الله مىگويد : ممكن است ما بگوييم : « اوامر استحبابى ، اوامر مولوى نيستند و كلمهء امر نمىتواند با استحباب جمع شود . بله مىتوانيم آنها را اوامر ارشادى بدانيم . امر مولا به نماز شب ، امر استحبابى مولوى نيست ، بلكه ارشاد به آثار و بركاتى است كه در نماز شب وجود دارد . همان‌طور كه اوامر طبيب ، ارشاد به اين است كه مريض اگر بخواهد خوب شود ، بايد فلان دارو را استفاده كند » « 1 » . اشكال بر كلام مرحوم بروجردى شما با اين فرض راه پنجم را براى اثبات دلالت هيئت افْعَلْ بر وجوب مطرح كرديد ، كه راه‌هاى چهارگانهء قبلى را نپذيرفتيد . از بيانات شما در راه پنجم استفاده مىشود كه بعث ، به معناى بعث وجوبى است و گويا لزوم و وجوب در ماهيت بعث نهفته است لذا مىگوييد : « خود مولا هم حق ندارد اذن در مخالفت بدهد زيرا نمىتوان بين بعث و اذن در مخالفت جمع كرد » . چرا شما چنين حرفى را مىزنيد ؟ لابد براى اين
هامش
( 1 ) - رجوع شود به : قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 84 ، نهاية الاصول ، ج 1 ، ص 103 و 104