تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
براى مطلق بعث و تحريك وضع شده است ، شما از تمسك به اطلاق ، خصوص بعث و تحريك وجوبى را استفاده مىكنيد ؟ اگر موضوع له هيئت افْعَلْ ، مطلق بعث و تحريك باشد ، مولا هم در مقام بيان بوده و قرينه‌اى اقامه نكرده و قدر متيقن در مقام تخاطب هم وجود ندارد ، نتيجهء حمل بر اطلاق اين است كه گفته شود مراد مولا از هيئت افْعَلْ ، مطلق بعث و تحريك است . ممكن است به ذهن بيايد كه « مطلق بعث و تحريك » داراى اجمال است . مىگوييم : عنوان فوق داراى اجمال نيست . كسانى كه قائلند هيئت افْعَلْ براى قدر مشترك بين وجوب و استحباب وضع شده است ، لازمهء حرفشان اجمال قدر مشترك نيست . بنابراين اگر بخواهيم لفظ را بر اطلاق حمل كنيم بايد بر قدر مشترك حمل كنيم . پس چرا شما از قدر مشترك عبور كرده و سراغ وجوب مىآييد ؟ بله اگر كسى قائل به اشتراك لفظى و تعدّد وضع بود و گفت : « هيئت افْعَلْ ، يك بار براى بعث و تحريك وجوبى و يك بار براى بعث و تحريك استحبابى ، وضع شده است » در اين صورت ، اجمال پيش مىآيد ولى اين در مشترك لفظى است نه در مشترك معنوى . در نتيجه ، دليل سوم هم نتوانست اين معنا را ثابت كند كه « مفاد هيئت افْعَلْ ، خصوص بعث و تحريك وجوبى است » .

راه چهارم بر اثبات دلالت هيئت افعل بر وجوب

چهارمين راهى كه براى اثبات اين مطلب ، مطرح شده است وجود اماريّت عقلايى است . ترديدى نيست كه هيئت افْعَلْ ، براى بعث و تحريك اعتبارى وضع شده است . ولى اگر بعث و تحريك اعتبارى ، ناشى از ارادهء حتميّه و قويّه باشد ، مىفهميم كه اين بعث و تحريك ، بعث و تحريك وجوبى است و اگر ناشى از ارادهء غير حتميّه باشد ، بعث و تحريك استحبابى است .