بروجردى واقع شده است . حاصل اين راه اين است كه ما همهء وجوه چهارگانهء قبلى را كنار بگذاريم و بگوييم :
دستور مولا ، حجّتى از ناحيهء مولاست . حجّت ، به معناى چيزى است كه مولا بتواند به آن احتجاج كند و حجّت مولا را نمىتوان بدون جواب گذاشت و جواب حجّت مولا ، اطاعت دستور مولاست . به عبارت ديگر : همانطوركه مرحوم آخوند فرموده است : « حاكم به استحقاق ثواب در باب اطاعت و استحقاق عقاب در باب عصيان ، عبارت از عقل است » . حال ببينيم وقتى يك دستور و فرمانى به وسيلهء هيئت افْعَلْ از ناحيهء مولا صادر مىشود ، عقل با اين چگونه برخورد مىكند ؟ آيا عقل مىگويد : چون احتمال دارد مولا خصوص بعث و تحريك استحبابى را اراده كرده باشد ، اطاعت لازم نيست ؟ مثل كسانى كه مىگويند : « هيئت افْعَلْ ، براى قدر مشترك بين وجوب و استحباب وضع شده است » كه لازمهء حرف آنان اين است كه اگر هيئت افْعَلْ ، از ناحيهء مولا صادر شد و قرينهاى بر ارادهء خصوص بعث و تحريك وجوبى اقامه نكرد ، لازم نيست عبد عكسالعملى نشان بدهد » . يا اين كه عقل مىگويد : « صدور هيئت افْعَلْ و فرمان از ناحيهء مولا ، حجّت از ناحيهء مولاست و اين حجّت را نمىتوان ناديده گرفت . اين حجّت ، نياز به جواب دارد و اگر عبد در مقابل آن بىتفاوت باشد ، عقلْ حكم به استحقاق عقوبت عبد از ناحيهء مولا مىنمايد » ؟ مستدلّ عقيده دارد كه عقل ، صدور هيئت افْعَلْ را حجّت از ناحيهء مولا دانسته و اطاعت آن را لازم و مخالفت با آن را مستحق عقوبت مىداند . لازمهء اين حكم عقل ، اين است كه هيئت افْعَلْ ، ظهور در بعث و تحريك وجوبى داشته باشد . يادآورى : بحث ما در نفس صدور هيئت افْعَلْ است ، بدون اينكه « اذن در ترك » يا « تهديد بر ترك » همراه آن باشد .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 254
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٥٤