تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
معنايى كلّى نيست بلكه يك معناى جزئى است ، يعنى مفاد هيئت افْعَلْ ، همين بعث و تحريك‌هاى ايجادشدهء اعتبارى است نه بعث و تحريك كلّى اعتبارى . اين يك مفهوم اسمى است و مفاد هيئت افْعَلْ ، نمىتواند مفهوم كلّى اسمى باشد . پس از بيان مقدّمهء فوق ، به توضيح و تبيين كلام امام خمينى رحمه الله مىپردازيم : كلام امام خمينى رحمه الله : امام خمينى رحمه الله مىفرمايد : شما كه مىگوييد : « هيئت افْعَلْ براى بعث و تحريك وجوبى وضع شده است » ، معناى كلام شما اين است كه « هيئت افْعَلْ ، براى بعث و تحريكى كه مقيّد به ارادهء حتميّهء قويّه است وضع شده است » . در اين صورت ما از شما سؤال مىكنيم : آيا مراد شما از اراده ، مفهوم اراده است يا مصداق واقعى آن ، يعنى صفت قائم به نفس ؟ و شقّ سومى در اينجا فرض نمىشود . اگر بگوييد : مراد ، مفهوم اراده است ، يعنى هيئت افْعَلْ ، براى بعث و تحريكى كه مقيد به مفهوم ارادهء حتميّه است ، وضع شده است . مىگوييم : اگر بعث و تحريك ، يك مفهوم كلّى و اسمى بود ، تقييد آن مانعى نداشت ولى - همان‌طور كه گفتيم - بعث و تحريك مفاد هيئت افْعَلْ ، بعث و تحريك جزئى است و معناى جزئى را نمىتوان با مفهومى كلّى مقيّد كرد . مفهوم كلّى مىتواند قيد براى مفهوم كلّى وسيع‌تر از خود باشد و نمىتواند قيد براى معناى جزئى بشود . زيد را نمىتوان به يك مفهوم كلّى ، تقييد نمود . هر صفتى به دنبال زيد ، ذكر كنيم به عنوان وصف شخصى و جزئى مطرح است . و اگر بگوييد : مراد از اراده ، مصداق اراده است ، يعنى هيئت افْعَلْ ، براى بعث و تحريكى كه مقيّد به مصداق ارادهء حتميه است ، وضع شده است . در نتيجه ، يك معناى جزئى ، مقيّد به جزئى ديگر شده و اشكالى ندارد . مىگوييم : اينجا اشكال ديگرى دارد و آن اين است كه وقتى شما بعث و تحريك را مقيّد به ارادهء حتميه مىكنيد ، به لحاظ اين تقييد ، قيد و ذات مقيّد ، در رتبهء واحدى قرار مىگيرند . در نتيجه ، شما اراده را در رتبهء بعث و تحريك آورده‌ايد درحالىكه بعث