ارادهاى نياز به مقدّماتى دارد ولى با توجه به اينكه مسئله به صورت طبيعى و عادى است ، كمتر مورد توجه انسان قرار مىگيرد . و ما در بحث جبر و تفويض گفتيم : خداوند متعال به انسان عنايتى كرده و قدرت خلّاقيتى داده كه نفس انسان مىتواند اراده را خلق كند . يعنى اينطور نيست كه وقتى مبادى اراده تحقق پيدا كرد ، اراده هم خواهناخواه پيدا شود . حال وقتى يك جمله را مورد ملاحظه قرار دهيم مىبينيم براى نفس انسان ، چند خلّاقيت وجود دارد در رابطه با ارادهاى كه نسبت به لفظ و معنا و هيئت جملهء خبريه و قضيّهء حمليه بايد تحقق پيدا كند . لذا با وجود جهات معجزهآسايى كه در كامپيوتر وجود دارد ، نمىتواند با اعجازى كه در رابطه با خلّاقيّت نفس نسبت به اراده تحقق دارد برابرى كند . انسان در مدت كوتاهى مىتواند كلمات متعددى را بگويد .
روشن است كه لفظ و معناى هر كلمهاى نياز به اراده دارد و اراده ، مبادى مىخواهد و پس از تحقق مبادى ، بايد نفسْ نسبت به اراده ، خالقيت داشته باشد . ما مىبينيم يك سخنران ، آنقدر كلمات را پشت سر هم و مسلسلوار بيان مىكند كه ضبط آنها براى مستمع و نويسنده مشكل است و معلوم است كه همهء اينها كاشف از اراده و مبادى اراده است . و اين ( خلاقيّت اراده ) عنايت بزرگى است كه خداوند به انسان كرده است خصوصاً در مسألهء بيان و تكلّم ، چون اعمال ديگر معمولًا با اين سرعت تحقّق پيدا نمىكنند . خلاصه اينكه فعل اختيارى - به معناى لغوىاش - شامل قول هم مىشود و فعل اختيارى ، كاشف از تحقق اراده است . ارتباط اين مقدّمه با ما نحن فيه ، در اين جهت است كه صدور هيئت افْعَلْ از مولا ، فعل اختيارى است و فعل اختيارى هم كاشف از ارادهء نفسانى مولاست . اكنون كه بحثهاى مقدّماتى تمام شد ، به اصل بحث رجوع مىكنيم : بحث در اين بود كه : آيا مفاد هيئت افْعَلْ - كه براى انشاء بعث و تحريك وضع شده است - بعث و تحريك وجوبى است يا اعم از وجوبى و استحبابى « 1 » است ؟
هامش
( 1 ) - به صورت مشترك معنوى يا مشترك لفظى