تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
آورده است و اگر كلمهء « المؤكّد » را نمىآورد ، ممكن بود گفته شود : شوق ، داراى مراتبى است و مؤكّد و غير مؤكّد دارد . اگر عبارت مرحوم آخوند بخواهد بر چنين معنايى دلالت كند ، مىتوانيم بگوييم : اين با وجدان مخالف است . ما وقتى به وجدان خود مراجعه مىكنيم درمىيابيم كه اراده ، داراى شدت و ضعف است . اگر بچهء انسان در حوض افتاده باشد ، انسان با سر و پاى برهنه ، خودش را به كنار حوض مىرساند تا فرزند خود را نجات دهد ، آيا اين اراده با اراده‌اى كه انسان در يك روز تعطيلى براى گردش بيرون مىآيد ، در يك سطح است ؟ آيا كسى كه در شدّت گرسنگى قرار داشته و غذايى در اختيار او قرار داده مىشود و براى حفظ جان خود ، مشغول غذا خوردن مىشود با كسى كه گرسنگى او معمولى است و براى رفع اين گرسنگى بر سر سفره حاضر شده و غذا مىخورد ، داراى يك نوع اراده مىباشند ؟ وجداناً بين اين دو اراده ، فرق وجود دارد ، با اينكه هر دو ، فعل اختيارى هستند و هر دو هم در خارج تحقّق پيدا كرده‌اند و هر دو هم ، ارادى بوده‌اند ، ولى در عين حال ، بين آنها فرق وجود دارد و ما نمىتوانيم بگوييم : اراده ، عبارت از شوق مؤكّد است و قابل اختلاف مراتب نيست . مگر اينكه مرحوم آخوند و امثال ايشان ملتزم شوند كه شوق مؤكّد هم مراتبى دارد : يك وقت ، فقط داراى تأكّد است و يك وقت در آن كمال تأكّد وجود دارد . يك وقت داراى تأكّد ضعيف و يك وقت داراى تأكّد شديد است . حال ببينيم آيا كاشف از شدت و ضعف اراده چيست ؟ كاشف از اين شدّت و ضعف ، گاهى اعمالى است كه به دنبال اراده تحقّق پيدا مىكند ، مثلًا مىبينيم پدر از داخل اطاق با سر و پاى برهنه و با سرعت عجيبى به طرف حوض مىرود . در اين صورت ، اگرچه ما هنوز خبردار نشده‌ايم كه در حوض چه خبر است ولى مىفهميم كه ارادهء او نسبت به اين كار ، خيلى قوى است . و گاهى هم كاشف از شدت اراده ، علل و عواملى است كه در تكوين اراده نقش دارند . مهم‌ترين علتى كه در تكوين اراده نقش دارد ، درك مريد نسبت به اهميت مرادش مىباشد . هرچه درك او نسبت به مراد ، قوىتر و عميق‌تر باشد ، ارادهء او نسبت