تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
است كه ما شدّت و ضعف را به چه چيز اضافه كنيم ؟ آنجا چون هنوز مسائل طلب و اراده و مفاد هيئت افعل را مطرح نكرده بوديم ، ناچار بوديم به تبعيت از قوم ، مسألهء طلب را مطرح كنيم ، امّا اكنون كه مىبينيم طلب ، هيچ‌گونه ارتباطى به هيئت افْعَلْ ندارد بلكه مفاد هيئت افْعَلْ انشاء بعث و تحريك اعتبارى است ، بايد مسألهء وجوب و استحباب را در ارتباط با اين بعث و تحريك اعتبارى قرار دهيم نه در ارتباط با طلب ، يعنى براى بعث و تحريك اعتبارى ، دو مرتبه قائل شويم : مرتبهء شديد و مرتبهء غير شديد . بعث و تحريك وجوبى ، مرتبهء شديد و بعث و تحريك استحبابى ، مرتبهء غير شديد آن مىباشد . حال بايد ببينيم آيا بعث و تحريك اعتبارى ، واقعاً داراى دو مرتبه است ؟ براى پاسخ به اين سؤال ، لازم است مقدّماتى ذكر شود : مقدّمهء اوّل : آيا همهء موارد بعث و تحريك حقيقى ، در يك سطح و مرتبه‌اند يا اينكه بعث و تحريك‌هاى حقيقى داراى مراتبى هستند ؟ آنچه ما وجداناً ملاحظه مىكنيم اين است كه بعث و تحريك‌هاى حقيقى داراى مراتبى مىباشند : انسان گاهى دست فرزند خود را مىگيرد و با كمال شدّت و عصبانيت ، به طرف مراد خود مىكشاند و گاهى همين عمل را انجام مىدهد ولى شدّت و قوّت قبلى را ندارد . مقدّمهء دوم : گفتيم : اراده ، صفتى قائم به نفس است كه داراى واقعيت مىباشد ولى آيا اراده داراى شدت و ضعف است يا حالت يكنواختى دارد ؟ مرحوم آخوند در تفسير اراده فرمود : « الإرادة هو الشوق المؤكّد المستتبع لتحريك العضلات نحو المراد » . « 1 » آيا اين عبارت مىخواهد بگويد : اراده ، داراى حالت يكنواختى است و در آن ، شدّت و ضعف ، تصوّر نمىشود ؟ مخصوصاً با توجه به اينكه دنبال شوق ، كلمهء « المؤكّد » را
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 96
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 229 | الشيخ فاضل اللنكراني