تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
فرقى كه ميان آن دو است ركود بر معناى حقيقى و عبور از آن مىباشد . مؤيّد اين روش در ما نحن فيه اين است كه هرچند مرحوم آخوند در اينجا استفهام انشائى و تمنّى و ترجّى انشائى درست كرده ولى ما گفتيم : « انشاء نمىتواند به امور واقعيّه تعلّق بگيرد » درحالىكه استفهام و تمنّى و ترجّى ، از واقعياتند .

بحث دوم : آيا مفاد هيئت افْعَلْ ، خصوص بعث و تحريك وجوبى است يا بر اعم از وجوب و استحباب « 1 » دلالت مىكند ؟

قبل از ورود به بحث ، تذكّر نكته‌اى را لازم مىدانيم : در فرق بين وجوب و استحباب ، وقتى از مادّهء امر - يعنى أ ، م ، ر - بحث مىكرديم به اين نتيجه رسيديم كه اگرچه هريك از وجوب و استحباب ، بسيط مىباشند ولى بين آنها تفاوت وجود دارد و تفاوتشان به شدّت و ضعف است . امّا در آنجا چون هنوز وارد مباحث مربوط به طلب و اراده نشده بوديم و پيرامون مفاد هيئت افْعَلْ ، بحثى نكرده بوديم و هنوز به اين نتيجه نرسيده بوديم كه هيئت افْعَلْ ، ربطى به طلب ندارد ، لذا در آنجا ، وقتى مىخواستيم فرق بين وجوب و استحباب را مطرح كنيم ، طبق همان حرف مشهور ، بر كلمهء « طلب » تكيه كرديم و بحث مىكرديم كه آيا وجوب ، طلبِ مركّب است يا طلبِ بسيط ؟ و ما كه در آنجا مسألهء شدّت و ضعف را اختيار كرديم ، بنا بر همان پايهء طلب بود . ولى اكنون كه آن مراحل را گذرانده‌ايم ، اگرچه اصل مسئله - يعنى اينكه فرق بين وجوب و استحباب ، به شدت و ضعف است - به قوّت خودش باقى است ولى بحث اين
هامش
( 1 ) - به نحو اشتراك لفظى يا معنوى .