به عبارت ديگر : راهى كه ما طى كرديم ، نتيجهاش اين شد كه نه انشاء الإرادة امكان دارد و نه إنشاء الطلب - به آن معنايى كه عرف و لغت براى طلب ذكر كردند - و ازطرفى هيئت افْعَلْ ، معانى متعدّد ندارد و مستعمل فيه آن در تمام موارد يكسان است اگرچه دواعى ، مختلفند . حال كه طلب ، قابليت انشاء نداشت آيا با هيئت افْعَلْ - كه بدون اشكال ، جملهء انشائيه است - چه چيزى انشاء مىشود ؟ مرحوم آخوند فرمود : « طلب ، قابل انشاء است » و با همين مطلب ، خودش را راحت كرد ولى ما كه با طلب و اراده ، اينگونه برخورد كرديم و هيچكدامشان را قابل انشاء ندانستيم ، آيا در باب هيئت افْعَلْ چه مىتوانيم بگوييم ؟ آيا در باب هيئت افْعَلْ ، انشاء به چه چيزى تعلّق مىگيرد ؟
تحقيق بحث
ما ابتدا بايد واقعيت انشاء « 1 » در ارتباط با هيئت افْعَلْ را مورد بررسى قرار دهيم ، زيرا اين چيزى است كه مورد ابتلاى خود ماست و ما هر روز دهها بار - نسبت به فرزندانمان - با آن سروكار داريم و از نظر واقعيت انشاء ، فرقى بين اوامر ما نسبت به فرزندانمان و اوامر مولا به عبد و اوامر خداوند نسبت به بندگان ، وجود ندارد . ما گفتيم : وقتى موارد استعمال هيئت افْعَلْ را ملاحظه مىكنيم ، درمىيابيم كه هيئت افْعَلْ در دو مورد استعمال مىشود : 1 - آنجايى كه آمر و گويندهء هيئت افْعَلْ مىخواهد بهوسيلهء مأمور ، مأمور به در خارج تحقق پيدا كند . اكثر موارد استعمال هيئت افْعَلْ ، همين مورد است . 2 - جايى كه هدف از استعمال هيئت افْعَلْ ، عبارت از تعجيز ، تسخير ، انذار ، تهديد ، تمنّى و ترجّى باشد .
هامش
( 1 ) - در بحث مربوط به انشاء گفتيم : انشاء عبارت از اين است كه امرى اعتبارى ، به وسيلهء لفظ يا چيزى كه جانشين لفظ است ، تحقق پيدا كند . بيع ، به سبب بعتُ يا به سبب معاطات كه جانشين لفظ است تحقق پيدا مىكند .