تسخير و تهديد و . . . - نيز در رديف همان معناى انشاء طلب بوده و داراى عنوان حقيقت است » . مرحوم آخوند سپس مىفرمايد : واقعيت مسئله اين است كه معانى مذكور ، بهعنوان مستعمل فيه براى هيئت افْعَلْ مطرح نمىباشند . بلكه اينها مربوط به مقام داعى هستند ، يعنى انگيزهء متكلّم از استعمال صيغهء افْعَلْ - بهعنوان يك عمل اختيارى - گاهى عبارت از اين است كه متكلّم مىخواهد از اين راه ، تمكّن به مأمور به پيدا كند . و گاهى انگيزهء او عبارت از تعجيز و گاهى تسخير و گاهى تهديد و . . . است . ولى مستعمل فيه در تمام موارد ، عبارت از انشاء طلب است . البته اين تعبير مرحوم آخوند - بنا بر مبناى خود ايشان - نياز به توجيه دارد ، زيرا بهنظر ايشان ، مستعمل فيه ، عبارت از انشاء طلب نيست بلكه به هيئت افْعَلْ ، انشاء طلب مىشود ، همانطور كه در باب بيع گفته نمىشود : « مستعمل فيه بعتُ ، عبارت از انشاء بيع است » بلكه به سبب بعتُ ، انشاء البيع تحقق پيدا مىكند . بعتُ مانند يك ابزار و آلتى است كه بهسبب آن انشاء بيع مىشود ، نه اينكه بعتُ ، در انشاء بيع استعمال شده باشد . بنابراين - به فرمايش خود مرحوم آخوند - بهوسيلهء هيئت افْعَلْ ، مفهوم طلب ، انشاء مىشود و با انشاء مفهوم طلب ، يك طلب انشائى - در مقابل طلب حقيقى و طلب ذهنى - تحقق پيدا مىكند . پس مرحوم آخوند معتقد است مستعمل فيه در تمام موارد استعمال هيئت افْعَلْ ، عبارت از انشاء الطلب است ولى دواعى ، مختلف است . سپس مىفرمايد : اگرچه ما اين حرف را مىزنيم ولى ما باكى نداريم از اينكه كسى بگويد : « واضع ، در واقع ، خصوصيتى را اخذ كرده و آن اين است كه هيئت افْعَلْ را براى انشاء الطلب وضع كرده ، ولى در جايى كه داعى بر اين انشاء الطلب ، همان هدف اكثر صيغههاى امر باشد و آن عبارت از رسيدن به مأمور به و تحريك مكلّف براى انجام دادن مأمور به واقعى است . در نتيجه استعمال هيئت افْعَلْ در انشاء الطلب ، در ( فأتوا بسورة ) و ( اعملوا ما شئتم ) و ( كونوا قردةً خاسئين ) بهصورت مجاز است » .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 212
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢١٢