مرحوم آخوند مىفرمايد : التزام به چنين چيزى ، اشكال ندارد . « 1 » بررسى كلام مرحوم آخوند ما در عين اينكه فرمايش مرحوم آخوند را مىپذيريم كه موارد اختلاف استعمال در هيئت افْعَلْ ، ربطى به مستعمل فيه ندارد و اينطور نيست كه هيئت افْعَلْ در ( فأتوا بسورة من مثله ) در تعجيز استعمال شده باشد بلكه استعمال هيئت افْعَلْ ، در تمامى موارد ، بهصورت يكسان است . ولى در اينجا اشكالى بر مرحوم آخوند وارد است ، زيرا ايشان در بحث طلب و اراده ، عقيده داشت : طلب و اراده ، در همهء مراحل - مرحلهء مفهوم ، مصداق حقيقى ، وجود ذهنى ، وجود انشائى - متحد مىباشند و تنها اختلافى كه بين اين دو ، وجود دارد ، مربوط به مرحلهء انصراف است . اراده ، انصراف به ارادهء حقيقيّه دارد ولى طلب ، انصراف به طلب انشائى دارد . امّا ازنظر مفهوم ، فرقى نمىكند كه ما بگوييم : « مفاد هيئت افْعَلْ ، انشاء الطلب است » يا بگوييم : « مفاد هيئت افْعَلْ ، انشاء الإرادة است » . ولى ما گفتيم : اوّلًا : اراده و طلب ، دو معنا دارند و هيچگونه اتحادى بين آنها وجود ندارد . ثانياً : اراده و طلب ، دو واقعيت مىباشند و اينگونه نيست كه يكى از آنها امر اعتبارى باشد . ولى واقعيت اراده ، به قيام اراده به نفس مريد است . واقعيت اراده ، عبارت از آن صفت قائم به نفس و آن شوق مؤكّدى است كه در مرحلهء تأكّدش به جايى مىرسد كه محرّك عضلات ، به طرف مراد مىشود و محلّ آن شوق ، عبارت از نفس است . اما واقعيت طلب ، عبارت از همين سعى و تلاش است . طلب ، يعنى سعى و تلاش مشاهَد و محسوس . طالب الآخرة ، يعنى كسى كه دنبال كارهاى آخرت است نه اينكه فقط علاقه به آخرت داشته باشد . طالب الدنيا ، يعنى كسى كه دنبال كارهاى
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 102