تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
دنيايى است ، طالب العلم ، يعنى كسى كه دنبال تحصيل علم است نه اينكه فقط علاقه و اشتياق داشته باشد . اين سعى و تلاش خارجى هم يك واقعيت است و واقعيت آن ، از واقعيت اراده ، محسوس‌تر است . در آيهء شريفهء ( وَ مَن أرادَ الآخرة وَ سَعى لَها سَعيها ) « 1 » بين اين دو ، جمع كرده است . ( أراد الآخرة ) و ( سعى لها سعيها ) دو كار است ، دو حقيقت است . پس ما ، هم براى اراده ، واقعيت قائل شديم و هم براى طلب . در نتيجه در باب هيئت افْعَلْ نمىتوانيم مفاد هيئت افْعَلْ را مرتبط به انشاء اراده و انشاء طلب كنيم ، زيرا اراده ، يك واقعيت غير قابل انشاء است . پس نه كلمهء إنشاء الإرادة مىتواند در اينجا نقشى داشته باشد و نه كلمهء إنشاء الطلب . و اين مطلب - كه ما گفتيم - هم با استعمالات عرفيه تطبيق دارد و هم با لغت . اصلًا طلب ، با اراده دوتاست و اشتراكشان در اين جهت است كه هر دو ، واقعيت هستند و هيچ‌كدامشان قابل تعلّق انشاء نيستند . إنشاء الإرادة و إنشاء الطلب ، مانند إنشاء الإنسان و إنشاء أفراد الإنسان است . و انشاء ، نمىتواند به انسان و افراد انسان تعلّق بگيرد ، انشاء - همان‌طور كه مرحوم آقاى بروجردى فرمود « 2 » - به يك امر اعتبارى تعلّق دارد و حتى يك مورد هم نمىتوان پيدا كرد كه انشاء به يك واقعيت تعلّق گرفته باشد . و ما گفتيم : ايشان ( مرحوم بروجردى ) از اين هم بالاتر رفته و معتقد است ، امور اعتباريه‌اى كه منشأ انتزاعشان يك واقعيت خارجيه است ، مثل فوقيتى كه از سقف خارجى انتزاع مىشود ، به‌لحاظ اينكه با واقعيت ، ارتباط دارد ، قابل انشاء نيست . لذا انشاء فوقيّت و انشاء تحتيّت ، غير قابل قبول است . آن‌وقت در اينجا مشكلى پيش مىآيد كه اساس فقه ما با هيئت افْعَلْ سروكار دارد و يكى از مباحث اصوليه‌اى كه بالاترين ثمره را در باب فقه دارد ، مسائل مربوط به هيئت افْعَلْ است . پس در اينجا چه بايد كرد ؟
هامش
( 1 ) - الإسراء : 19 ( 2 ) - هرچند ما طبق مبناى خود مرحوم بروجردى ، به ايشان اشكال كرديم .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 214 | الشيخ فاضل اللنكراني