ولى بعث و تحريك اعتبارى ، مثل ساير مسائل اعتباريه است و قابليت براى تحقق انشاء دارد ، همانطور كه ملكيت ، امرى اعتبارى است و قابليت تعلّق انشاء را دارد . امر اعتبارى ، بهمعناى امر تخيّلى نيست ، بسيارى از احكام شرعيهء ما بر همين امور اعتباريه بار شده است . وقتى ملكيت آمد ، جواز تصرف و جواز نقل و انتقال مىآيد . وقتى زوجيت - كه امرى اعتبارى است - تحقق پيدا كرد ، احكام بسيارى ، چون جواز نظر ، جواز استمتاع و . . . برآن مترتب مىشود . مقصود از اعتبار ، عبارت از تخيّل نيست بلكه مقصود اين است كه شارع يا عقلاء يا هر دو نشستهاند و چيزى را به نام زوجيت اعتبار كرده و احكام بسيارى را برآن مترتب كردهاند . در باب حرّيّت و رقّيّت نيز همينطور است . در اينجا نيز مىگوييم : بعث و تحريك واقعى و تكوينى ، قابليت تعلّق انشاء را ندارد ولى بعث و تحريك اعتبارى ، قابليت تعلّق انشاء را دارد و بهواسطهء هيئت افْعَلْ ، انشاء مىشود و اين بعث و تحريك اعتبارى ، مثل ساير امور اعتباريه ، منشأ براى آثارى است . اگر عبد ، آن را موافقت كند ، و به دنبال آن ، مأمور به را در خارج ، تحقق دهد ، مستحق مثوبت است و عقلاء - نسبت به او - حكم به استحقاق مثوبت مىكنند . و اگر با آن مخالفت كرد ، عقلاء او را مستحق عقوبت مىدانند . سؤال : چه مانعى دارد كه از اين بعث و تحريك قولى اعتبارى ، تعبير به طلب بنماييم ؟ يعنى ممكن است كسى بگويد : شما عبارت مرحوم آخوند را عوض كردهايد ، ايشان در مفاد هيئت افْعَلْ ، همان انشاء طلب را ذكر مىكرد ، شما انشاء طلب را برداشته و بهجاى آن انشاء بعث و تحريك اعتبارى گذاشتيد . جواب : با توجه به بحثهاى گذشته ، بين تعبير ما با تعبير مرحوم آخوند ، فرق وجود دارد زيرا : اوّلًا : ما گفتيم : طلب ، يك واقعيت است و ما چيزى به نام طلب اعتبارى نداريم . ما وقتى به لغت و عرف مراجعه مىكنيم مىبينيم هرجا طلب را به كار مىبرند ، بهمعناى سعى و تلاش خارجى است . ولى ما نكتهاى را ذكر كرديم و گفتيم : مولا در بعث
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 218
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢١٨