تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
سؤال : آيا تصوّر ، ارتباطى به انسان دارد ؟ جواب : مسلّماً تصور ، مربوط به انسان است و با عمل انسان ، عنوان متصوِّر و متصوَّر ، تحقق پيدا مىكند . تصوّر ، فعلى نيست كه خارج از دايرهء نفس باشد . سؤال : ترديدى نيست كه تصوّر هم مانند حركت دست ، اختيارى است ، ولى آيا ملاك اختيارى بودن تصوّر چيست ؟ آيا همان‌طور كه اختياريت حركت دست ، به اين است كه مسبوق به اراده باشد ، اختياريّت تصوّر هم به اين است كه مسبوق به اراده باشد ؟ هنگامى كه كسى اراده مىكند كه دستش حركت كند ، چندين مقدّمه بايد محقّق شود ، مانند تصوّر مراد ، تصديق به فايده ، ميل ، هيجان ، عزم و شوق مؤكّد . آيا در باب تصور هم ابتدا بايد تصوّر را تصوّر نمود . سپس تصديق به فايدهء تصوّر نمود و به دنبال آن نسبت به تصور ، ميل و رغبتى پيدا نمود و . . . ؟ جواب : روشن است كه پاسخ اين سؤال ، منفى است ، زيرا انسان به‌هيچ‌وجه قبلًا تصورش را تصوّر نمىكند تا اينكه كسى نقل كلام در تصوّر دوم كند و مستلزم تسلسل يا اضطرار گردد . واقع مطلب اين است كه وقتى انسان مىخواهد چيزى را تصوّر كند ، معمولًا در گوشه‌اى مىنشيند و مشغول تصوّر مىشود ، بدون اينكه نيازى به مقدّمات مذكور داشته باشد . بنابراين ، بين اعمال اختيارى نفسانى - مانند تصور - و اعمال اختيارى خارجى - مانند حركت دست مختار - تفاوتْ وجود دارد . اختياريت عمل خارجى فاعل مختار به اين است كه مسبوق به اراده باشد . وقتى شما اراده مىكنيد دست خود را حركت دهيد ، جوانب آن را مىسنجيد و بعد از مقدمات چهار يا پنج‌گانه ، اراده ، محقّق مىشود و شىء مراد ، جامهء عمل مىپوشد . امّا هنگامى كه انسان مىخواهد نسبت به امرى تصوّر و التفات ذهنى بكند ، نيازى به مقدّمات مذكور ندارد و اصلًا لزومى ندارد كه ابتدا تصور را تصور كند ، سپس تصديق به فايدهء آن بنمايد و . . . وجداناً آن مراحل و مقدّماتى كه در تحقق عمل خارجى لازم است ، در اعمال نفسانى ، لازم نيست ، بلكه خداوند متعال ، قدرتى به انسان عنايت كرده كه مىتواند آن عمل نفسانى را محقّق نمايد . يعنى دهندهء قدرت ، خداوند است ولى مقتدر ، شما هستيد