كه ايجاد و خلق تصوّر مىكنيد ، بدون اينكه اراده و مقدمات آن ، لازم باشد . در مورد تصديق به فايده هم همينطور است . تصديق ، عبارت از اذعان نفس است و انسان ، در تحقق آن صفت نفسانى ، اضطرارى ندارد و چنانچه كسى بگويد :
« من در تصديق به فايده ، مجبور بودم » كلامش مورد قبول نيست . همانطوركه انسان در تصوراتش مختار است ، در تصديقاتش هم آزاد مىباشد و تحقّق تصديق ، نيازى به اراده و مقدّمات چهار يا پنجگانه ندارد . يعنى معنا ندارد كه انسان ، ابتدا تصديق به فايده را تصور كند ، سپس تصديق به فايدهء تصديق به فايده نمايد و به دنبالش هيجان و رغبت برايش پيدا شود و . . . نتيجه : در تحقق اعمال اختيارى خارجى ، اراده و مقدمات آن لازم است ولى در اعمال اختيارى نفسانى ، نيازى به اراده و مقدّمات آن نيست ، بلكه بنا بر همان قدرت الهى و همان قدرتى كه خالق به نفس انسان عنايت كرده - ( و نفخت فيه من روحى ) « 1 » - انسان ، قدرت خالقيّت ، ايجاد تصوّر ، تصديق و ايجاد اعمال اختيارى نفسانى را دارد . از بررسى مذكور دربارهء تصوّر ، دو نتيجه مىگيريم : 1 - بدون ترديد ، تصوّر ، عمل اختيارى انسان است و انسان ، اضطرارى به تصوّر ندارد . 2 - در عين حال كه آن عمل نفسانى ، اختيارى است ولى معناى اختياريّت ، اين نيست كه مسبوق به اراده و مقدمات آن باشد . اكنون كه حقيقت امر دربارهء اعمال نفسانى - مانند تصور و تصديق - روشن گرديد ، به ادامهء بحث در ارتباط با اراده مىپردازيم : همانطور كه تصوّر و تصديق ، از امور نفسانى مىباشند ، اراده هم يك عمل نفسانى اختيارى است .
هامش
( 1 ) - ص : 72