علم ، عالم و معلوم . اكنون بحث را در ارتباط با اراده ادامه مىدهيم و مىگوييم : تمام مطالبى را كه در مورد دو صفت نفسانى علم و حبّ بيان كرديم ، در مورد اراده هم جريان دارد : ترديدى نيست كه اراده هم يك صفت نفسانى واقعى و از اوصاف ذات الاضافه است ، يعنى شما نمىتوانيد بگوييد : « من اراده كردهام ولى مرادى ندارم » زيرا اراده ، بدون ارتباط به مراد ، تصوّر نمىشود . مثلًا در مورد كسى كه تصميم گرفته به زيارت امام رضا عليه السلام برود ، با سه عنوان مواجه هستيم : 1 - مريد ، 2 - اراده كه قائم به ذات و نفس مريد است ، 3 - مراد ، كه همان زيارت است . و از نظر واقعيت و حقيقت مطلب ، عنوان چهارمى نداريم كه كسى بتواند سؤال كند : « آيا همانطور كه زيارت حضرت ، مراد شما بوده ، نفس ارادهء شما هم - كه يك صفت نفسانى است - متعلّق ارادهء شما بوده يا نه ؟ » . همانطوركه در باب علم و حبّ ، بيان كرديم ، وجهى براى سؤال مذكور نيست ، زيرا عنوان چهارمى نداريم كه در پاسخ آن بيان كنيم . نتيجه : از نظر فلسفى و جنبهء واقع بينى امر ، در مورد اراده با سه عنوان مريد ، مراد و اراده مواجه هستيم و كسى نمىتواند سؤال كند : « آيا به ارادهء شما هم ، ارادهاى تعلّق گرفته يا نه ؟ » « 1 » بررسى جواب سوم : تحقيق مرحوم صدر المتألهين ، تحقيق خوبى است و ايشان تقريباً شصت درصد از جواب جبريّه را بيان كرده است ولى فرمايش ايشان ، كامل نيست ، زيرا ممكن است جبريّه بگويند : نمىتوان پرسيد كه « آيا اراده هم ، متعلّق اراده قرار گرفته يا نه ؟ » ولى
هامش
( 1 ) - الحكمة المتعالية ، ج 6 ، ص 388