به نظر مىرسد اين جواب از دليل سوم جبريّه ، قانعكننده نيست بلكه در اين زمينه مغالطه و خلطى صورت گرفته است : توضيح : بحث جبريّه در دليل سوم ، اين نيست كه اراديت اراده به چه چيز است ؟
تا گفته شود : « اراديت اراده ، به خود آن است » . بلكه او مىخواهد بگويد : « اراده يك امر حادث است و امر حادث ، نيازمند به علّت موجده است ولى آيا اين اراده - كه به قول شما ، اراديّت آن به خودش مىباشد - از كجا حادث شده و منشأ حدوثش چيست ؟ » . همين مطلب ، در مورد مثالهاى مطرح شده نيز گفته مىشود ، زيرا شما كه مىگوييد : « ماهيت ، به وجود ، متحقّق است و تحقّق وجود ، به خودش مىباشد » ، اگر كسى به شما بگويد : « آن وجود - كه يك امر حادث و مسبوق به عدم است - از كجا ناشى شده است ؟ » آيا سؤالش بيهوده است ؟ و نيز در آن مثال معروف كه شما مىگوييد : « چربى روغن ، مربوط به ذات خودش مىباشد » ممكن است سؤال شود : « روغن ، از كجا آمده و علت موجدهء آن چيست ؟ » جواب دوم : مرحوم آخوند در ضمن مباحث قطع ، به مناسبتى مسألهء اراده و اختيار را مطرح كرده مىفرمايد : اراده ، بدون مقدّمه ، حاصل نمىشود ، بلكه نياز به مبادى و مقدّمات دارد . ابتدا بايد شىء مراد ، تصوّر شود و مورد التفات قرار گيرد ، سپس توجه به آثار ، خواص و تصديق به فايدهء آن كرد و به دنبال آن ، ميل ، هيجان و رغبت ، محقّق شود و بعد هم شوق مؤكّد به نام اراده حاصل شود . اين چنين نيست كه تمام مقدّمات اراده ، به صورت اضطرار ، تحقّق پيدا كند بلكه بعضى از آنها در اختيار خود انسان است ، مثلًا شما مىتوانيد به دنبال تصور فلان شىء - كه گاهى هم تصوّرش ، غير اختيارى است - تصديق به فايدهء آن بكنيد يا اينكه تصديق به فايدهء آن ننماييد . بنابراين ، تمام مبادى و مقدّمات اراده ، غير ارادى نيست كه در نتيجه ، اراده هم يك امر غير اختيارى باشد بلكه اراده ، به لحاظ مدخليّت داشتن نظر فاعل مختار در تكميل مبادى يا عدم تكميل مبادى آن ، يك امر اختيارى است و نمىتواند مستند به امر اضطرارى و غير اختيارى باشد « 1 » .
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 14