تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
شما ( جبريه ) مىگوييم : « اگر علم بخواهد مطابقت با واقع داشته باشد ، بايد همان واقع را نشان بدهد و واقع - بما هو واقع - منكشف شود . ما وقتى واقع را تجزيه و تحليل نموديم تا مطابقت و عدم مطابقت بررسى شود ، ديديم بين آن دو حركت ، تفاوت است ، يعنى از نظر واقعيت ، بين حركت ارادى و اختيارى فاعل مختار و بين حركت دست مرتعش ، تفاوت وجود دارد ، پس اگر علم در هر دو قضيه ، بخواهد مطابق با واقع باشد ، بايد علم متعلّق به حركت دست مرتعش ، همان واقع - يعنى اضطراريت - را نشان دهد و علم متعلّق به حركت دست مختار ، نيز همان واقع - يعنى اختيارى بودن - را نشان دهد . به عبارت ديگر : علم ، اگر بخواهد مطابق با واقع باشد بايد آئينه و مرآت واقع باشد و ما قبلًا واقع را بررسى كرديم ديديم كه وجداناً بين آن دو حركت ، تفاوت وجود دارد . پس اگر علم بخواهد متعلّق به عمل اختيارى من باشد ، بايد تأييد و تثبيت اراده نمايد و چنانچه بخواهد مانع اراده شود و عنوان اضطرار را ايجاد نمايد ، آن‌وقت - نعوذباللّه - علم خداوند متعال ، جهل مىشود و علم ، تحقّق پيدا نمىكند . در نتيجه ، مسألهء علم ، از طريق مطابقت با واقع ، از مؤيّدات مسألهء اختيار و اراده است نه اينكه ايجاد اضطرار و سلب اختيار كند . به عبارت ديگر : جبريّون از اين دليل استفاده مىكردند كه اگر علم خداوند موجب سلب اراده و اختيار نشود ، مستلزم جهل است و ما نقطهء مقابل آن را استفاده كرده و مىگوييم : اگر علم خداوند موجب سلب اراده و اختيار شود و اين دو حركت ، اضطرارى شود ، مطابقت با واقع تحقّق پيدا نكرده و مستلزم جهل است . پس دليل دوم جبريه ، نه تنها نمىتواند كلام آنان را اثبات كند بلكه مىتواند دليل محكمى بر عليه خود آنان باشد .

دليل سوم جبريّه :

ادلّه و شبهات قبلى جبريّه ، به‌طور صريح ، مخالف با وجدان و بداهت عقل بود ، لذا در دليل سوم ، تنزّل نموده و تا حدّى مخالفت با وجدان را كنار نهاده و گفته‌اند :
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 180 | الشيخ فاضل اللنكراني