تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
مثلًا الآن فردى نسبت به مطلبى اطّلاع پيدا مىكند ، شما از چه طريقى متوجّه مىشويد كه آن علم ، با واقع مطابقت دارد يا نه ؟ آيا راهى غير از بررسى خصوصيات واقع داريد ؟ واضح است كه ابتدا بايد واقع را تجزيه و تحليل كنيد ، سپس ببينيد آيا آن علم ، مطابق با واقع هست يا نه ؟ اگر مطابق با واقع بود ، داراى عنوان علم است و الّا عنوانش جهل است . به عنوان مقدّمه ، به ذكر مثالى مىپردازيم : اگر شما هنگام خروج از منزل ، شخصى را مشاهده كرديد كه در حال سيلى زدن بر چهرهء فردى است ، آيا با مشاهدهء آن وضع ، مىتوانيد واقعيت قضيّه را متوجّه شويد ؟ آيا به مجرّد مشاهدهء آن حادثه ، مىتوانيد تشخيص دهيد كه ضارب ، فرد ظالمى است و مضروب ، مورد ظلم قرار گرفته است ؟ خير ، اگر سيلى زدن به عنوان ايذاء و اهانت به آن فرد باشد ، عنوان ظالم و مظلوم تحقق دارد ولى اگر آن ضرب به عنوان تأديب يا نهى از منكر باشد ، عنوان ظلم برآن منطبق نيست ، بلكه عنوان تأديب ، تحقّق دارد . ما قبل از بحث دربارهء ادلّهء جبريه ، گفتيم : به طور مسلّم ، بين حركت دست يك انسان سالم و مختار با حركت دست انسان مبتلا به ارتعاش ، تفاوت وجود دارد . اكنون ما از طريق علم و مطابقت با واقع ، عليه جبريّه استدلال كرده و مىگوييم : همان‌طور كه پروردگار متعال ، علم به حركت اختيارى دست انسان سالم دارد ، نسبت به حركت دست انسان مرتعش هم عالم است . و آن دو علم ، براى خداوند متعال تحقق دارد و هر دو هم مطابق با واقع است . معناى مطابقت با واقع اين است كه ما وجداناً واقع را بررسى كرده و ببينيم دست انسان مبتلا به ارتعاش ، به صورت اضطرار و اجبار حركت مىكند امّا انسان مختار و سالم ، با اراده و اختيار ، دست خود را حركت مىدهد . در نتيجه ، لازمهء مطابقت علم خداوند ، با واقع ، اين است كه بين اين دو ، فرق وجود داشته باشد . شما ( جبريه ) كه مىگوييد : « علم ، سلب اراده و اختيار و ايجاد اضطرار مىكند و در اثر علم ، حركت دست مرتعش با حركت ارادى ، يكى مىشود » ، ما به
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 179 | الشيخ فاضل اللنكراني