جلوس را محقق مىكنيد . ارادهء قيام مىكنيد و فوراً قيام را تحقق مىبخشيد . درست است كه اراده ، در حصول مراد ، مؤثّر است و شما در حصول جلوس مؤثّريد ولى بحث اين است كه آيا شما استقلال در تأثير داريد ؟ پاسخ اين سؤال منفى است ، زيرا اگر يك فعل ارادى بخواهد در خارج محقق شود ، بايد مقتضى و تمام شرايط وجودى و رفع تمام موانع ، تحت اختيار شما باشد . اگر يك شرط وجودى - مثل وجود خود شما بهعنوان فاعل ، كه از همهء شرايط مهمتر است - در اختيار شما نباشد ، نمىتوانيد آن فعل ارادى را تحقق بخشيد . ما و تمام ممكنات ، در هر لحظه ، نياز به علت داريم و افاضهء علت است كه ما را ابقاء مىكند و در نتيجه هر لحظه متّصف به وجود هستيم . بنابراين شما كه در هرآنْ ، محتاج به علت و نيازمند به افاضه از ناحيهء خالق متعال هستيد ، چطور مىتوانيد ادّعا كنيد كه در ايجاد آثار و خواص ، استقلال داريد ؟ معناى استقلال اين است كه تمام شرايط در اختيار شما باشد و چه شرطى بالاتر از وجود خود شما - فاعل - است ؟ تحقق و وجود فاعل ، اصلًا در اختيار فاعل نيست ، زيرا او در اصل وجودش نيازمند به علت است . در نتيجه آنچه مفوّضه گفتهاند « كه موجودات ، در ايجاد خواص و آثار ، استقلال دارند » ، نادرست است .
بررسى كلام جبريّون
قبل از بيان ادلّهء جبريّون ، مقدّمهاى ذكر مىكنيم تا مشخص شود آيا صرفنظر از ادلّهء آنان ، از نظر وجدان و عقل و عقلاء - خواه متديّن به دينى باشند يا نباشند - عقيدهء جبريّون مقبول است يا مردود ؟ مقدّمه : ما وجداناً ملاحظه مىكنيم كه بعضى از اعمال و افعالى كه از انسان صادر مىشود ، با بعضى از افعال ديگر كاملًا متفاوت است ، به نحوى كه اگر عقل بخواهد حكم به تسويهء آنها كند ، آن حكم ، غير قابل قبول است ، لذا عقل هم حكم به تسويه