تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
1 - جواب نقضى : اينان دليلى بر تنظير مذكور ندارند و عين مدّعاى خود را به‌صورت تشبيه بيان كرده‌اند . ما نيز ممكن است در مقابل آنان بگوييم : ارتباط جهان هستى با خالق متعال ، مانند ارتباط نور خورشيد نسبت به خورشيد است . و همان‌طور كه ممكن نيست نور خورشيد ، بدون خورشيد ، تحقق پيدا كند ، جهان هستى هم نسبت به خداوند همين حساب را دارد . 2 - جواب حلّى : تشبيهى كه مفوّضه ذكر كردند ، باطل است ، زيرا روشن است كه سازندهء ساختمان ، علت موجدهء ساختمان نيست . اگر او علت موجده باشد ، بايد بتواند با ارادهء خود ، ساختمان را موجود كند . توضيح : چيزى كه در شىء ديگر اثر مىكند ، گاهى اثرش به نحو مقتضى است ، مانند تأثير نار در حرارت ، البته بايد شرائط ، موجود بوده و موانع ، مفقود باشد . در اينجا ، غير از عناوين مقتضى و شرط و مانع ، عنوان چهارمى نيز مطرح است كه از آن به « مُعِدّ » تعبير مىكنند و اين عنوان ، چندان نقشى ندارد . و گويا مانند مصلحى است كه بين دو نفر آشتى برقرار مىكند . « مُعِدّ » ، گويا علت را به جانب معلول هدايت مىكند و كم‌ارزش‌ترين اشياء و عناوين در ارتباط با حصول يك شىء است ، زيرا آنچه در حصول معلول اثر دارد ، در رتبهء اوّل ، عبارت از مقتضى و سپس شرط و بعد از آن ، عدم المانع و در پايان ، « مُعِدّ » است . اما نفس « مُعِدّ » ، چندان نقشى ندارد . سازندهء ساختمان ، نسبت به ساختمان ، داراى نقش « معدّ » است ، يعنى يك ساختمان ، نياز به مواد و اشيائى از قبيل آجر ، آهن ، سيمان و امثال آنها دارد كه هركدام در يك قسمت و يك مكان وجود دارد . سازنده ، اشياء متفرّقه را گردآورى كرده و با طرح خاصى بين آنها ارتباط و نسبت برقرار كرده و ساختمان را متشكّل مىنمايد . او اصلًا خالق ساختمان نيست و چنانچه كسى بگويد : « خداوند ، جهان هستى را خلق نموده و فلان معمار هم فلان ساختمان را خلق كرده است » ، مورد تقبيح عقلاء و عرف واقع خواهد شد . در نتيجه ، تشبيه و تنظيرى كه مفوّضه مطرح كردند ، قابل قبول نيست .