تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
ارتباطى باشد . بنابراين ، نه بين اراده و مراد ، ارتباطى وجود دارد و نه بين انسان و اصل اراده . اين قاعدهء كلّى در تمام موجودات ، اعمّ از انسان ، حيوان گياه و جماد و حتى در تشكيل قضايا و نتايج حاصل از آنها جارى است كه بين موجودات و آثار و خواصشان ، هيچ‌گونه ارتباط و تأثّرى وجود ندارد و اصلًا نبايد كلمهء آثار و خواص را به كار برد ، چون لفظ آثار ، دلالت بر ارتباط ، سنخيت و تأثير و تأثّر دارد . « 1 » ما قبل از بررسى كلام جبريّون ، لازم مىدانيم كلام مفوّضه را نيز مطرح كنيم تا شايد بهتر بتوانيم به نقد و بررسى آن دو قول بپردازيم :

كلام مفوّضه

مفوّضه ، در نقطهء مقابل جبريّه قرار گرفته و گفته‌اند : بين موجودات و آثار و خواصشان ، نه تنها ارتباط و تأثير و تأثّر وجود دارد و نه تنها بين هر علت و معلولى سنخيت برقرار است ، بلكه بالاتر از اين ، موجودات ، در تأثير ، استقلال دارند ، يعنى خواص و آثار و تأثير و تأثّر آنها در جاى خود محفوظ است و در عين حال ، در تأثير ، مستقل هستند و هيچ موجود ديگرى - حتى خداوند متعال - در آثار مذكور ، كمترين نقش و دخالتى ندارد . آنان گفته‌اند : « خداوند متعال در مقام خلقت ، جهان هستى را ايجاد كرد ولى مراحل بعدى ، مربوط به خود موجودات است » سپس در اين زمينه تشبيهى ذكر كرده مىگويند : ارتباط و نسبت جهان هستى با پروردگار ، تقريباً مانند ارتباط ساختمان با سازندهء آن مىباشد . سازندهء يك ساختمان ، ساختمانى را احداث مىكند ولى آن ساختمان ، بعد از وجودش نيازى به سازنده و معمار خود ندارد . ما مشاهده مىكنيم ساختمانى در سالهاى قبل توسط معمارى ساخته شده و سپس آن معمار فوت شده ولى آن ساختمان بر استوانه‌هاى خود باقى است . مفوّضه معتقدند : ارتباط جهان هستى
هامش
( 1 ) - رجوع شود به : رسالهء طلب و ارادهء امام خمينى رحمه الله ، بحث جبر و تفويض .