جواب : جبريون در پاسخ اين سؤال مىگويند : وجود حرارت به دنبال نار ، دليل بر تأثير و تأثّر نيست . امتيازى كه نار دارد - و به دنبال آن ، حرارت پيدا مىشود - اين است كه عادت خداوند متعال بر اين جارى شده كه به دنبال نار ، مستقيماً و بدون مقدّمه ، حرارت را ايجاد مىكند و شايد - البته اين احتمال در كلام آنان نيست - كه گاهى خداوند متعال ، به دنبال نار ، حرارت را ايجاد ننمايد همانطور كه در مورد حضرت ابراهيم عليه السلام چنين مسألهاى اتفاق افتاد و به دنبال آتش ، نه تنها حرارتْ وجود پيدا نكرد بلكه برودت بهوجود آمد ، قرآن كريم مىفرمايد : ( قُلنا يا نارُ كُونى بَرداً وَ سلاماً على إبراهيم ) . « 1 » جبريّون از اين هم پا فراتر نهاده و گفتهاند : در قياس « العالم متغير و كل متغير حادث فالعالم حادث » كه منطقيون آن را بهعنوان شكل اوّل و بديهى الانتاج مىدانند ، نتيجهء آن عبارت از « حدوث عالم » نيست بلكه « علم به حدوث عالم » به عنوان نتيجه است و اين علم شما به حدوث عالم ، اثر صغرى و كبرى نيست ، صغرى و كبرى ، اثر و خاصيتى ندارند ، بلكه علم شما به نتيجه ، مربوط به عادت خداوند است . عادت خداوند ، بر اين جارى شده كه شما به دنبال تشكيل چنين قضيّهاى ، علم به نتيجه پيدا كنيد و اساس و ريشهء علم مذكور ، بناء و عادت خداوند است و الّا شكل اوّل ، اثرى ندارد . جبريّون در ارتباط با افعال اختيارى انسان مىگويند : شما وقتى اراده مىكنيد از منزل خارج شويد و سپس از منزل خارج مىشويد ، خيال مىكنيد كه بين اراده و مراد شما ، ارتباط و تأثير و تأثّرى وجود دارد ، بلكه بالاتر از اين ، شما خيال مىكنيد كه اراده را در نفس خودتان ايجاد كردهايد درحالىكه اينها همه تخيّلات است و مطلب ، چيز ديگرى است . خداوند متعال ، مستقيماً اراده را ايجاد مىكند و به دنبال اراده ، خودش مراد را ايجاد مىكند ، بدون اينكه بين اراده و مراد ،
هامش
( 1 ) - الأنبياء : 69