اشاعره ارتباطى داشته باشد . يكى از اين محققين ، استاد بزرگ ما حضرت آيت اللَّه بروجردى رحمه الله است كه در ذيل به بررسى نظريهء ايشان مىپردازيم .
2 - نظريهء آيتاللَّه بروجردى رحمه الله
ايشان ابتدا مطلبى را بهعنوان ضابطهء كلّى مطرح مىكند كه آيا در مواردى كه وجود انشائى تحقق دارد ، چه چيزى قابل انشاء است ؟ مىفرمايد : معنايى كه بخواهد قابل تعلّق انشاء باشد ، بايد داراى دو خصوصيت باشد و اگر هريك از اين دو خصوصيت ، منتفى شود ، تحقق انشاء ، غيرممكن است و آن دو خصوصيت عبارتند از : 1 - معناى مُنْشأ ، بايد امرى اعتبارى باشد ، در مقابل واقعيتها و حقيقتها . و اگر چيزى امر اعتبارى نباشد ، قابل آن نيست كه انشاء به آن تعلّق بگيرد . زيد - بما أنّه موجود في الخارج - داراى حقيقت و واقعيت است و به تعبير اصطلاحى ، مابازاء خارجى دارد و نمىشود آن را انشاء كرد . كسى نمىتواند يك وجود انشائى براى زيد درست كند و بگويد : « أنشأت زيداً » . سپس مىفرمايد : در واقعيت حقيقيه و خارجيه ، حتماً لازم نيست كه آن موجود در خارج ، امرى مشاهَد و مبصَر و ملموس - مانند زيد - باشد ، بلكه اگر چيزى از اوصاف نفسانيه بود ، كه واقعيت آن ، به تحقق در نفس است ، اين هم نمىتواند متعلَّق انشاء واقع شود . چيزى كه به حسب حقيقت ، در نفس تحقق دارد ، ازنظر واقعيت ، فرقى با زيد ندارد ولى ظرفِ زيد ، خارج و ملموس است اما ظرف آن چيز ، نفس و غير ملموس است . ولى واقعيت ، همان واقعيت است . مثلًا اراده ، داراى يك واقعيت نفسى است ، حال ، معناى آن هرچه باشد . فرض كنيد معنايش همان شوق مؤكّد محرّك عضلات باشد . اين شوق مؤكّد نفسانى داراى يك واقعيت نفسى است ، اگرچه انسان نمىتواند آن را با چشم خود مشاهده كند ولى اين امر ، سبب خروج آن از دايرهء واقعيت نمىشود . و وقتى واقعيت شد ، قابل انشاء نخواهد بود . كسى نمىتواند