تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
انتزاع آن ، يك واقعيت خارجيه باشد ، از دايرهء انشاء بيرون است . فوقيت ، با اينكه امر اعتبارى است ولى با توجه به اينكه منشأ انتزاع آن عبارت از واقع شدن سقف بر فوق است و واقع شدن سقف بر فوق ، يك واقعيت است ، لذا فوقيت هم قابليت براى انشاء ندارد . ما به مرحوم بروجردى مىگوييم : با توجه به اين ضابطه ، چگونه مىگوييد : طلب ، قابليت انشاء دارد ؟ مرحوم بروجردى فرمود : « طلب ، به‌معناى بعث و تحريك است » و اكنون كه انشاء ، مىخواهد به بعث و تحريك تعلق گيرد سه احتمال وجود دارد : تعلّق انشاء به بعث و تحريك عملى ، تعلّق آن به بعث و تحريك قولى و تعلّق آن به مفهوم بعث و تحريك . و در اينجا ، احتمال چهارمى وجود ندارد . احتمال اوّل : اگر بگوييد : « انشاء ، به بعث و تحريك عملى متعلّق است » ، مىگوييم : بعث و تحريك عملى اين است كه مولا دست عبد را گرفته و عملًا و در خارج او را وادار به انجام دادن مطلوب خود بنمايد . روشن است كه اين بعث عملى ، يك واقعيت خارجيه است نه يك امر اعتبارى . و واقعيت خارجيه نمىتواند متعلّق انشاء قرار گيرد . احتمال دوم : اگر بگوييد : « انشاء ، به بعث و تحريك قولى تعلّق مىگيرد » ، مىگوييم : اين كلام داراى دو اشكال است : اشكال اوّل : همان حرفى است كه در مورد فرض اوّل گفتيم و آن اين است كه بعث و تحريك قولى ، به‌معناى دستور دادن مولا و صدور امر از ناحيهء مولاست و اين ، يك واقعيت است نه يك امر اعتبارى . مولا ، به عبد مىگويد : « آمرك بكذا » ، اين « آمرك » ، در ارتباط با صدورش از مولا ، يك واقعيت خارجيه است ولى بين عمل و قول ، اين فرق وجود دارد كه واقعيت عمل ، به همان عمل است ولى واقعيت قول ، به صدور سخن و كلام از متكلّم است . آيا مىتوان گفت : سخنرانى ، يك امر اعتبارى است ؟ خير ، سخنرانى هم واقعيت دارد ولى واقعيت آن ، واقعيت صدور الفاظ و تحقق