تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
ثانياً : شما چه دليلى داريد كه صفت نفسانيه‌اى غير از اين دواعى وجود دارد ؟ نهايت دليل شما اين بود كه در اوامر اعتذاريه و امتحانيه ، اراده وجود ندارد . آيا اگر به‌جاى آن اراده ، امتحان و اعتذار وجود داشت ، دليل بر اين است كه غير از اين دواعى ، چيز ديگرى به نام « كلام نفسى » وجود دارد ؟

دليل دوم اشاعره بر اثبات كلام نفسى

اشاعره ، دليل عامّى را براى مطلق جمل انشائيه و خبريه ذكر كرده‌اند و آن عبارت از شعر معروف زير است كه مرحوم آخوند هم در كفايه به آن اشاره مىكند .
إنّ الكلام لفي الفؤاد و إنّما * جعل اللسان على الفؤاد دليلًا
نحوهء تطبيق اين كلام بر نظريهء اشاعره اين است كه گفته شود : ظرفِ كلام حقيقى ، عبارت از قلب انسان است و زبان و الفاظ و اصوات به‌منزلهء دليل و اماره و كاشف از واقعيت كلام است . در نتيجه كلام واقعى ، به زبان و لفظ و حروف و اصوات و امثال اين‌ها ربطى ندارد بلكه ظرف واقعىاش عبارت از نفس و قلب انسان است . « 1 » پاسخ دليل دوم اشاعره اوّلًا : شاعر اين شعر چه كسى است ؟ ممكن است شاعر آن از اشاعره باشد و ما هيچ التزامى نداريم كه چنين شعرى را بپذيريم . اگر شعرى از معصوم عليه السلام باشد و نسبت آن به معصوم عليه السلام هم ثابت باشد براى ما حجيت دارد ولى شعر غير معصوم حجيتى براى ما ندارد . ثانياً : اگر در معناى شعر دقت كنيم ، درمىيابيم كه اين شعر به هيچ عنوان بر « كلام نفسى » تطبيق ندارد . معناى شعر ، همان چيزى است كه در ذهن همهء ماست .
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 96