وقتى مرحوم آخوند ، مسئله را به اين صورت مطرح مىكند ، طرف مقابل ايشان چه بايد بگويد ؟ اشاعره كه اين حرف را قبول ندارند . بنابراين - روى تحرير محلّ نزاع - قاعدتاً بايد بگويند : « طلب و اراده ، دو لفظى هستند كه براى دو معناى متغاير وضع شدهاند » .
آنوقت در معناى اراده بحثى نيست ، زيرا موضوع له مشخص است پس نزاع ، در ارتباط با كلمهء طلب مىشود . مرحوم آخوند بايد بگويد : « طلب براى همان چيزى وضع شده كه اراده براى آن وضع شده است » و اشاعره بگويند : « خير ، طلب براى يك چيز و اراده براى چيز ديگرى وضع شده است » . اگر نزاع به اين صورت باشد ، اين يك نزاع لغوى است . بررسى كلام مرحوم آخوند : ما به مرحوم آخوند مىگوييم : أوّلًا : يك مسألهء كلامى با اين اهميت كه حتى علم كلام با وجود اينكه در مورد جميع مسائل اعتقادى بحث مىكند ، نام « كلام » را به خود گرفته ، چون مهمترين مسألهء مورد بحث ، مسألهء كلام و تكلّم و اطلاق متكلّم بر خداوند است ، آيا اين مبتنى بر يك مسألهء لغوى است ؟ يعنى ما بايد به كتب لغت مراجعه كنيم تا به دست آوريم كه لفظ طلب بر همان معنايى وضع شده كه اراده برآن وضع شده است يا بر معنايى ديگر ؟ آيا اين مسئله ، مثل مسألهء تيمم است كه بايد به لغت مراجعه كنيم تا ببينيم « صعيد » ، بهمعناى « مطلق وجه الأرض » است يا « خصوص تراب خالص » ؟ ثانياً : اشاعره كه مىگويند : « در خداوند ، غير از صفات ثبوتيه معروف ، صفت ديگرى نيز وجود دارد كه از آن به « كلام نفسى » تعبير مىكنيم » و بعد دايرهء كلام نفسى را به انسانها هم سرايت مىدهند ، آيا اين مطلب ، چه ارتباطى دارد به اينكه ما بحث كنيم آيا طلب و اراده ، دو لفظ بهجاى يك معنا هستند يا دو لفظ بهجاى دو معنا ؟ يعنى اگر كسى - مثل مرحوم آخوند - گفت : « طلب و اراده ، دو لفظ بهجاى يك معنا هستند »
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 115
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١١٥