در جاى ديگر مىفرمايد : ( إنّ هو إلّا وحىٌ يوحى . . . ثُمّ دنى فتدلّى فَكانَ قابَ قوسين أو أدنى ) ، « 1 » كه اين آيات شايد مفصّلترين آياتى باشد كه در ارتباط با حقيقت وحى وارد شده ولى فهم آن ، در نهايت دشوارى است . در آيهء ( إن هو إلّا وحىٌ يوحى ) مرجع ضمير « هو » ، ظاهراً رسول اكرم صلى الله عليه و آله است . آيا در اين آيه ، مبالغهاى بهكاررفتهاست ؟ بعيد است كه در تعبيرات قرآنى كه در ارتباط با اساس نبوت است ، تعبيراتى مجازى چون « زيد عدل » داشته باشيم . « 2 »
نقد و بررسى اقوال چهارگانه در ارتباط با صفت تكلّم
آنچه بهنظر مىرسد همين نظريهء امام خمينى رحمه الله است ، زيرا ما از عنوان « كلام اللَّه » به صفت « متكلّم » رسيديم . بنابراين نمىتوانيم « متكلّم » را بهگونهاى معنا كنيم كه با خود « كلام اللَّه » قابل جمع نباشد . براى نقد و بررسى كلام اشاعره و معتزله ، ما بايد ابتدا محل نزاع بين اين دو گروه را مشخص كنيم ، زيرا وقتى در كلام مرحوم آخوند دقت كنيم مىبينيم مثل اينكه ايشان محلّ نزاع را بهگونهء ديگرى مطرح كرده و به نتايجى رسيده است كه با دقّت درمىيابيم مسئله به اين صورت نيست .
كلام مرحوم آخوند
ايشان در ارتباط با طلب و اراده مىفرمايد : حق اين است كه طلب و اراده دو لفظى هستند كه بر معناى واحدى وضع شدهاند . اين وحدت معنا ، در همهء مراتب ، تحقق دارد يعنى هم در عالَم مفهوم ، معنايشان واحد است و هم در وجود حقيقى و هم در وجود انشائى .
هامش
( 1 ) - النجم : 4 - 9
( 2 ) - رسالهء طلب و ارادهء امام خمينى ، بحث « تكلّم » .