ادلّهء اشاعره بر وجود كلام نفسى
دليل اوّل
اشاعره مىگويند : در جملههاى خبريه و انشائيه ، حقيقتى بهعنوان « كلام نفسى » وجود دارد :
كلام اشاعره در ارتباط با جملهء خبريه :
آيا خبريّه بودن يك جمله ، علاوه بر جهات نحوى معتبر ، بر چه چيزى توقف دارد ؟ بدون ترديد ، حالت نفسانى مخبر ، دخالتى در تحقق جملهء خبريه ندارد . اگر مخبر ، علم به مطابقت خبر خود با واقع داشته باشد ، يا شك داشته باشد و يا حتى عالم به كذب خبر خود باشد ، اينها در تحقق جملهء خبريه و اتصاف آن به خبريّه بودن دخالتى ندارد . در جانب مستمع نيز همينطور است ، يعنى اگر مستمع ، عالم به صدق مخبر يا عالم به كذب او باشد و يا شك داشته باشد كه آيا مخبر صادق است يا كاذب ؟ اينها دخالتى در تحقق جملهء خبريه و اتصاف آن به خبريه بودن ندارد . سؤال : مگر شما نمىگوييد : « الخبر يحتمل الصدق و الكذب » ؟ بنابراين ، اگر مستمع ، علم به كذب يا صدق مخبر دارد ، نمىتوان جملهء او را جملهء خبريه ناميد ، زيرا چنين جملهاى « يحتمل الصدق و الكذب » نيست . جواب : « الخبر يحتمل الصدق و الكذب » به لحاظ نفس خبر و ذات آن مىباشد و علم سامع به صدق يا كذب خبر ، موجب نمىشود كه خبر از خبريت خارج شود . آنوقت اشاعره ، معتزله را مخاطب قرار داده مىگويند : شما « معتزله » كه مىگوييد :
در جملات خبريه ، يك واقعيت نفسانيه وجود دارد ، آيا ممكن است آن واقعيت نفسانيه را به ما معرفى كنيد ؟ معتزله مىگويند : بله ، آن واقعيت نفسانيه ، عبارت از علم و تصديق است . اشاعره مىگويند : علم ، تنها در يك صورت از آن صور سهگانه وجود دارد و آن جايى است كه مخبِر ، علم به مطابقت داشته باشد ولى آيا در جايى كه شك دارد يا علم به عدم