و شجره يا چيز ديگرى در بين نبوده است . در نتيجه ، اينگونه نيست كه تكلّم خداوند با بشر ، حتماً نياز به واسطهاى داشته باشد .
نظريهء امام خمينى رحمه الله در ارتباط با صفت تكلّم
امام خمينى رحمه الله پس از ذكر اقوال سهگانه ، هر سه را ردّ كرده و مىفرمايد : كلام خداوند ، بهمعناى وحى خداوند است . ما كه قرآن مجيد را بهعنوان « كلام اللَّه » مطرح مىكنيم و همين امر سبب شد كه عنوان « متكلّم » بر خداوند اطلاق شود ، آيا همهء قرآن بهوسيلهء ايجاد صوت در شىء ديگر تحقق پيدا كرده است ؟ شكى نيست كه مسئله اينگونه نبوده است . آيا همهء قرآن ، بدون واسطه نازل شده است ؟ خير ، به اين صورت هم نبوده است . مسألهء كلام نفسى هم كه باطل است و ما ادلّهء بطلان آن را ذكر خواهيم كرد . پس كيفيت نزول قرآن به چه صورتى بوده است ؟ امام خمينى رحمه الله مىفرمايد : كلام خداوند بهمعناى وحى خداوند است و ما حقيقت وحى را به آسانى نمىتوانيم درك كنيم . درك حقيقت وحى ، متوقف بر مرتبهء بالايى از علم و عمل و تحمل رياضت است . آيات متعددى در ارتباط با وحى وارد شده است ، در يك جا مىفرمايد : ( نَزلَ بِه الرّوح الأَمين عَلى قَلبك . . . ) « 1 » ، يعنى روح الأمين ، قرآن را بر قلب تو نازل كرد ، كه شايد مسألهء كلام هم - به اين صورت كه ما تصور مىكنيم - وجود نداشته است و يا اگر هم وجود داشته ، دخالتى در ماهيت وحى نداشته است . در جاى ديگر مىفرمايد : ( إنَّه لَقرآن كَريم ، في كتابٍ مَكنون ) ، « 2 » در اينجا « كتاب مكنون » ظرف براى قرآن كريم واقع شده است و ظرف و مظروف ، دو چيز هستند . حال آيا مقصود آيه چيست ؟ به اين زودى نمىتوان به معناى آيه پى برد .
هامش
( 1 ) - الشعراء : 193 و 194
( 2 ) - الواقعة : 77 و 78