تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
عين اين معنا را در مورد « كلام نفسى » هم پياده مىكنيم و مىگوييم : « كلام نفسى » وقتى در ارتباط با ذات پروردگار مطرح مىشود ، اين صفت ، قديم است به قِدَم ذات . ولى همين « كلام نفسى » در مورد جمل انشائيه و خبريه هم وجود دارد . در جمل خبريه ، وقتى شما مىگوييد : « جاء زيدٌ من السفر » ، آنچه در كنار اين الفاظ ، در نفس شما وجود دارد ، عبارت از علم به آمدن زيد از سفر است . اشاعره مىگويند : ما اين را قبول داريم ولى معتقديم در اينجا غير از مسألهء علمِ شما ، در كنار « جاء زيد من السفر » يك امر نفسانى ديگرى هم وجود دارد كه از آن به « كلام نفسى » تعبير مىكنيم ، امّا اين « كلام نفسى » حادث بوده و غير از « كلام نفسى » قديم در ارتباط با ذات خداوند است . اشاعره ، نسبت به جمل انشائيه تفصيلى قائل شده و مىگويند : در جمل انشائيه‌اى كه مشتمل بر امر است ، مثل صيغهء افْعَلْ ، قبل از اينكه مولا به عبدش بگويد : « ادخل السوق و اشتر اللحم » اگرچه در نفس مولا اراده‌اى وجود دارد كه متعلق به اشتراء لحم است ولى غير از اين اراده ، چيز ديگرى هم در نفس مولا وجود دارد كه ما از آن به « كلام نفسى » تعبير مىكنيم . « كلام نفسى » در خصوص اينجا به‌عنوان « طلب » هم ناميده مىشود . جمل انشائيهء مشتمل بر نهى نيز همين‌طور است ، يعنى اگر ماهيت نهى ، عبارت از « طلب ترك » باشد ، امر و نهى ، در اصل طلبْ مشترك مىباشند ولى يكى متعلّق به فعل و ديگرى متعلّق به ترك است . در اينجا نيز مىگوييم : علاوه بر اراده‌اى كه متعلّق به ترك منهى عنه است ، يك واقعيت نفسانى ديگرى هم وجود دارد كه عنوان عامّ آن ، « كلام نفسى » و عنوان خاصش ، « طلب » مىباشد . و اگر ماهيت نهى عبارت از « زجر و منع از فعل » باشد ، آن حالت نفسانيه‌اى كه در ارتباط با زجر مطرح است ، عبارت از « كراهت مولا نسبت به اين عمل منهى عنه » است و ما مىگوييم : علاوه بر اين كراهت ، واقعيت ديگرى نيز وجود دارد كه عنوان عام آن « كلام نفسى » و عنوان خاصش عبارت از « زجر » است . اما در جملات انشائيهء ديگر ، مثل عقود و ايقاعات و استفهام انشائى و تمنّى