انشائى و ترجّى انشائى و . . . ، غير از اوصاف تمنى حقيقى ، ترجّى حقيقى ، استفهام حقيقى ، انشاء تمليك عين به مال ، انشاء زوجيت و . . . ، واقعيت ديگرى نيز وجود دارد كه از آن به « كلام نفسى » تعبير مىكنيم و در اين موارد ، ديگر عنوان خاص وجود ندارد . « 1 » در پايان تذكر اين نكته را لازم مىدانيم كه اشاعره ، با وجود اينكه صفت تكلّم را از صفات ذاتى خداوند و قديم و قائم به ذات پروردگار مىدانند ولى درعينحال ، صفات را زايد بر ذات مىدانند و مىگويند : قيام اين صفات به ذات ، به نحو حلولى است .
نظريهء بعض محققين در مورد صفت تكلّم
حضرت امام خمينى رحمه الله در رسالهاى كه پيرامون طلب و اراده تأليف كرده ، پس از ذكر نظريهء معتزله و اشاعره مىفرمايد : بعضى از اهل تحقيق گفتهاند : « اطلاق متكلّم بر خداوند ، به هيچيك از اين دو صورتى كه معتزله و اشاعره مطرح كردند نيست ، بلكه اطلاق متكلّم بر خداوند ، به همان صورتى است كه در ما انسانها وجود دارد ، با اين تفاوت كه ما انسانها به سبب آلت زبان و دهان تكلّم مىكنيم ولى خداوند ، بدون آلت ، تكلّم مىكند . تكلّم در مورد خداوند ، بهمعناى ايجاد كلام در جسم ديگر نيست بلكه به معناى ايجاد كلام از جانب خداوند ، بدون آلت است » . « 2 » بهنظر ما ، همانطور كه معتزله ، قصّهء تكلّم شجره را بهعنوان مؤيّد نظريهء خود مطرح كردند ، اينجا هم ممكن است براى اين قول بعض اهل تحقيق مؤيّدى ذكر كرد و آن اين است كه خداوند از موسى سؤال كرد : ( وَ ما تِلك بِيَمينِك يَا مُوسى ) ، موسى عليه السلام هم جواب داد : ( هي عَصاي أتَوَكّؤُ عليها و أهُشُّ بِها عَلى غَنَمي وَ لي فيها مَآرِبُ أُخرى ) « 3 » ، در اينجا تكلّمى كه خداوند با موسى عليه السلام داشت ، بدون واسطه بوده
هامش
( 1 ) - رجوع شود به : كشف المراد ، ص 289 و 290 ، رسالهء طلب و ارادهء امام خمينى رحمه الله بحث « تكلّم » .
( 2 ) - رسالهء طلب و اراده ، بحث « تكلّم » .
( 3 ) - طه : 17 و 18